سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سـیـاوشــ
من یه عقرب دارم که اسمش زبونه... اگه نیش نخوردی حتمن حسش نبوده
سردردهای من
عذاب وجدان گرفته ام... من بعد از رفتنت تنها نماندم! ... من با خاطراتت زندگی کردم!
سـیـاوشــ
دیدی وقتی منتظر یه خبر بدی؟ هر لحظه فکر میکنی قراره الان بشنوی، قراره الان بشنویش...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
لحظه های پر درد ذهن پر فکر...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نگاه باید از پی عشق باشد، اندکی صبر کن
سـیـاوشــ
هروقت وضعیت مالیم وخیم میشه! یاده خاطرات گند میوفتم! که بخاطر همین وضعیت مالیم اتفاق افتاد
سـیـاوشــ
نموندی که نموندی... (ویرگول رو به سلیقه خودتان قرار دهید)
سردردهای من
دوسش داری؟ +آره از صمیم قلب ... اون که رفته؟ +ولی قلب من که جایی نرفته