سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سـیـاوشــ
کتری پیدا کردم... قوری نیست... آب جوش درست میکنم... خدا خیر بده تیبگ رو...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
اگر جای این همه باد فقط کمی خاک، آتش یا حتی آب میوزید، این همه دنیا! برای همیشه، آرام، میخوابید
سـیـاوشــ
پارتی مارتی خواستید بگیرید بیاید اینجا... بابا هم دیشب رفت پیش مامان و یک هفته آینده من تنهام
سـیـاوشــ
خداروشکر سماور هم روشن نمیشه یه چایی بخورم... معلوم نیست چه مرگشه...
سـیـاوشــ
دیشب تو کافه نشسته بودم زنگ زدن از حزب که فردا ساعت 10 صبح پاشو بیا... هم مریض بودم هم حال نداشتم... نرفتم ببینم چی میگن
سـیـاوشــ
دیشب باز حالم بد بود... باز...!
سـیـاوشــ
کسی که کوه یخ رو دوست نداره... آدما دور آتیش جمع میشن...
سـیـاوشــ
وقتی بچگی از مدرسه برگشتنی جلوی ساندویچی یا مغازه وایمیسادی دلت یه چیزی میخواست بخری، دست میکردی تو جیبت میدیدی درست همونقدر پول ته جیبته
سـیـاوشــ
اکثر مواقع وقتی واسه یه دختر کامنت میزارم باید پشت سرش برم دکمه گه خوردم رو بزنم... عدم پیگیری دیدگاه منظورمه