سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سـیـاوشــ
هنوز باید کلی چیزا بگیم... هنوز باید کلی راها بریم...!
سـیـاوشــ
باید تا چهل دقیقه دیگه حاضر شده باشم و راه افتاده باشم...
سـیـاوشــ
وقتی از یه شروع تازه میترسی اما از تنهایی هم خسته شدی
سـیـاوشــ
هدفون تو گوشش و چراغ اتاق خاموش ؛ باز تا خود صبح به سقف نگاه کرد ؛ مث همیشه
سـیـاوشــ
ما زندههای مردهی بی آرزو
سـیـاوشــ
کم کم برم بخوابم... صبح باید بیدار بشم برم انقلاب... هرچند کاش میشد نرم
سـیـاوشــ
من خیلی جدی گرفتم فکر کنم
سـیـاوشــ
توسط موبایل
اين صحنه هارو ميبينم عشق ميكنم ايراني ام... اول برنامه نشون داد ابوموسي امكانات نداره... نيم ساعت نشده همه زنگ زدن كه كمك ميكنن... آقامون وحيد طالب لو حتي ^_^