سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سـیـاوشــ
نه حالی مونده... نه پای رفتن...
سـیـاوشــ
باید رید تو موسیقی که زدبازی میگه "موسیقی ایران و ما نجات دادیم"...!!!
سـیـاوشــ
آدم همین وقتهاست که میتونه همه رو بشناسه! بشمار سه رفت اون که همش میگفتی جاش روی تخم چشمهاته رفاقتها بوی خیانت میدن...! نه نگو، توی قیافت دیدم... یکی راست حسینی بهم بگه معنی رفیق و کیا فهمیدن؟ ای کاش بتونم دلیل نامردیهارو بدونم همین! (b)تا دو نفر رو با هم آشنا کردیم ، تیم شدن که بد منو بکوبن زمین(b) قلبتو عشقتو حستو وقتترو هزینه کن، که آخرم بره با یکی دیگه، تنهایی بشه نصیبمون؟ زندگیت یک جزیره بود، قدم زدم در مسیر تو، که با لبخند بهم بگی همه اینا وظیفه بود؟ یزیدتو...
سـیـاوشــ
حوصله بازی ندارم... بهش میگم... یا میگه آره... یا میگه نه...
سـیـاوشــ
نفسم پیشکش تو... جای من زنده بمون...
سـیـاوشــ
من به یاد عطر بارون زدهی گلای پونه... میکشیدم پای خستم و تو جاده...
سـیـاوشــ
همترانه یاد من باش... بیبهانه یاد من باش...
سـیـاوشــ
پسری خیر ندیدهام که دگر شک دارم... بعد از این هم به دعاهای پدر شک دارم
سـیـاوشــ
داشتم فکر میکردم تا چند سال دیگه وضعیت همینه؟ غمگین اونجا بود که هیچ جوابی براش نداشتم و میتونستم دورترین سالها رو هم تصور کنم
سـیـاوشــ
دیگه انقدر تنها بودم که جایی میرم هم تنهایی باهام میاد
سـیـاوشــ
خیلی وقته فهمیدم آدما تا ابد منتظرت نیستن... منتظر همین روز بودم که بشنوم روزای بدت تموم شد...