سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سردردهای من
چرا من تو این فازا نیستم که شما ها هستین؟
سردردهای من
عزیزم دیر و کوتاه جواب مسیج رو دادن نشون دهنده بی ارزش بودنته نه با کلاس بودنت
سردردهای من
يجورى خاطرات رو مرور ميكنم انگار قراره تو امتحان بياد
سردردهای من
من که جز آغوش تو چیزی نمیخوام به جز چایی و سیگارم
سردردهای من
صبحونه و ناهار و شام و زمین خوردم، خدا زمین قله است!! نیازی به بلندی نیست! بزرگ اونه که سرش گنده است! نه هیکلش! هنوز 2تا بوگاتی تو کفش توهست
سردردهای من
محصل هم نیستیم حالا که بیدارمون کردن بشینیم کتاب نوهای مدرسهمونو جلد کنیم حوصلهمون سر نره
سردردهای من
هيچ چي فراموش نمي شه... آدم تصور مي كنه، خيال مي كنه، آرزو مي كنه كه گذشت زمان دردها را كم كنه و چيزي رو فراموش کنه!
سردردهای من
یه وقتایی لازمه هر بهایی رو بدی واسه پایین نیومدن از مواضعت
سردردهای من
آخ آخ. هی آدم کانتکت بالا پایین میکنه میبینه چرا؟ چرا این آدمارو داره شمارشونو؟ چرا اینا زنده ن اصن؟ چرا خودش زنده ست اصن؟