سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سردردهای من
من به صورت ناخواسته وقتی عصبی میشم هم گاهاً میخندم... و ملت فکر میکنن خنده است...!
سردردهای من
"دو" رو من میگم، "ست" رو تو بگو... اینجوری پا به پای هم همیشه با هم جلو میریم
سردردهای من
خدا خاورمیانه را از روی چشمهای شرقیات آفرید؛ پرآشوب، رنجور، خسته، زیبا
سردردهای من
باید جای من باشی تو زندگی... بفهمی نداری چه بد حالیه...
سردردهای من
گاهی دلم میخواهد ظرفها را به هم بکوبم یا شیشهها را بشکنم... فرق دیوانهها و عاقلها تو همینه... دیوانهها کاری که دوست دارند را انجام میدن... خیلی از عاقلها عقدهای میشن، برای این که نتوانستهاند خودشان باشند!
سردردهای من
بزرگترین افسوس آدم واسه کارای اشتباهی که کرده نیست، واسه کارای درستیه که واسه آدمای اشتباه کرده
سردردهای من
یه وقتهایی آدم دلش نمیخواد به نتیجه برسه بس که میترسه از این که نتیجه دل به خواهش نباشه
سردردهای من
اگه من جزء بازرسان سازمان ملل بودم حتماً توی گزارشم میگفتم؛ که همه چی زیر سر توه، این آشفتگی و دل نگرانی و تشویش، همش زیر سر خودِ خودته