سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سردردهای من
یه بیماری هست به نام خود خیانت پنداری... اینجور که فرد بیمار هی فک میکنه داره بهش خیانت میشه و به طرفش شک داره... گیر اینجور آدما نیوفتید... اگرم افتادید تا فهمدید همچین بیماری داره فرار کنید
سردردهای من
خیلی وقته منتظرم یکی بیاد بگه همش یه شوخی بود، بفرمایید اینم زندگی آروم و قشنگتون
سردردهای من
طوری شده به هر کسی که نیکی میکنی پای لرزش هم میشینی
سردردهای من
یادش بخیر، دوران مدرسه هرکی میرفت ساندویچ بخره، آمار کل حیاط رو میگرفت ببینه کسی در کمینش نباشه؛ اگه بود یا بیخیال میشد یا میزاشت زیر لباسش
سردردهای من
بزرگترین اشتباه ِمون اینه که اگه یه نفر یه بدی کرد در حق ِمون سریعا تمام خوبیهاشو چال میکنیم
سردردهای من
انقد زود عوض میشید که ادم فک میکنه، شاید این یه ادم دیگه اس، فقط قیافه اش همونه...
سردردهای من
زندگی اگه مثل شطرنج باشه... با حرکتهای قابل پیشبینی به هیچی نمیرسی جز باخت...!
سردردهای من
گاهی پر کردن بی جایِ جایِ خالی باعث کسر نمره است
سردردهای من
تو جمع واسه آدم شاخ و شونه میکشن... تو خفا جور دیگهان... امان از آدمهای دو رو...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
مگه حوای من بودی... که حالا آدمت باشم؟
سردردهای من
مثل خیلیا، خیلى چیزا برام مهم نیست که واسشون خیلى کارا کنم