سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
مصاحبه
یک مصاحبه با یکی از دوستان
مصاحبه
- شما به عنوان یک کارشناس نظرتون در مورد وضعیت هشت سال گذشته ایران چیه؟ + راستش واژه مناسبی پیدا نمی کنم
سردردهای من
هیچ وقت تسلیم نشدم... چون یاد گرفتم امید رو زنده نگهدارم و برای دفعه بعد هم تلاش کنم
مصاحبه
داستان دستگیری من توسط پلیس دنبالر
مصاحبه
- دوستت دارم +خوب بابا حالا یه چیزی داری هی میگی
مصاحبه
- دوستت دارم + چقدر پول داری؟
مصاحبه
بعد از مدت ها تو قبیله عروسی شد دختر ناتنی دایی بابام "کرشمه در کوچه" بالاخره با دعا نویسی های "روح سیاهِ خسته" رفت تو چادر بختو اینا؛همه چی خوب بود هرچند وقتی برن تو زندگیُ و با حقیقتِ قهوه ایی که هر روز تو کهنه بچشون پیدا می کنن روبرو بشن شاید پشیمون بشن ولی در کل عروسی چیز خوبیه اینو من نمی گم همه ی دخترای دم بخت قبیلم تایید می کنن ..من به شخصه حتا اگه خزم بشه عاشق سبک کلاسیک عروسیم از همونا که عروس دوماد خیلی به صورت ناگهانی همرو جا میزارن میرن شمال.. چیکا کنم دیگه خَزم و می خَزم ..تو قابلمه غذا می پزم
مصاحبه
ابر خاکستری داره ردِ گرگارُ میزنه ، سروِ خمیده داره بودجه کاراهایِ فرهنگیِ قبیله رُ تصویب میکنه و اسبِ چت هم داره به اشاعه فضای سبز در سراسرِ قبیله کمک میکنه . این آخرین اخبار بود
مصاحبه
یه مثل سرخپوستی که می گه : "هرموقعه یکی از طرف رابطه به دانشگاه مُشَرف بشود ادامه ی ان رابطه بی هوده است درست مثل وقتی که یکی از ان دونفر قصد بازیگر شدن داشته باشد." "تنها مردن عقاب در اوج 1000 پایی آسمان بهتر است از مردن یک سرخپوست در چادر توسط دستپخت افتضاح همسر بازیگرش"
مصاحبه
-چرا به دست و پاتون ایزی لایف چسبوندید؟ +دکتر تجویز کرده