سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سـیـاوشــ
کبریت هم موقع سوختنش خم میشه...
سـیـاوشــ
من دیگه نمیکشم... برم یه کم سیگار بکشیم
سـیـاوشــ
آدمی نیستم که تو پاچه کسی کنم چیزی رو... ولی این خیلی حرصم رو در آورد... دوبرابر کردم تو پاچش
سـیـاوشــ
همیشه فکر میکردم با خیلی آدم خنگ و گیج سر و کله زدم... ولی این یکی از همه گیجتر و خنگتر بوده... نتیجه میگریم هیچوقت تهی وجود نداره
سـیـاوشــ
جای زخم اون رفیقهایی که فهمیدیم رفیقنما بودن هنوز درد میکنه... تو دیگه چرا؟
سـیـاوشــ
طی تماسی که الان داشتم بابامینا تصمیم گرفتن جمعه بیان...
سـیـاوشــ
یه سیگار دیگه مونده تا خالی شدن از درد...
سـیـاوشــ
با یه شکلات تلخ که شیرین دهنو میکنه آخرش... پس مهم نیست اونا حرفای تو چی میشنون...