سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سـیـاوشــ
به مرگم گرفتی که به تب راضی شدم! ... تهش چی شد؟ من مردم! تو حتی تب نکردی!
سـیـاوشــ
ميدوني، اين وضع و حال خراب من هيچ ربطي به تو نداره، اما اگه هنوز كنارم بودي تحملش خيلي راحت تر ميشد... لعنتي!
سـیـاوشــ
کافه به کافه زیرسیگاری میگیری و تفکرت رو خالی میکنی...
سـیـاوشــ
دلگیرم از این شهر سرد ... این کوچه های بی عبور ...
سـیـاوشــ
به زندگیم مثل یه فیلم اگه نگاه کنم... خیلی جاهاش برای خودم که مثلاً کارگردانشم سواله... وای به حال تماشاچی بیچاره
سـیـاوشــ
نیستی که نیستی... به درک...
سـیـاوشــ
بعضی وقتها هم شماها نسبت به چیزی که میشنوید موضع میگیرد اما وقتی دقت کنید میبینید فرقش با شما اینه که شما جرعت بیانش رو ندارید
سـیـاوشــ
تو البوم جدید بابک جهانبخش، بابک میگه تازه یاد گرفتم نباید خیلی چیزهارو زیاد بگی، وقتی زیاد گفتم دوستت دارم، تبدیل شدم به روزمرگی
سـیـاوشــ
تو که باختی، منم باختم! کی برده پس؟