احمد رضا
همون کسی هست که لرزش دستش دیگه چیزی از چای توی استکان باقی نگذاشته!! ولی بهت میگه به من تکیه کن و تو انگار کوه رو پشتت داری ..........
احمد رضا
مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ کسی که بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آروزیش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می شود .
احمد رضا
به سلامتیه wc تو دانشگاه ؛ که یه جورایی سالن مد و آرایش و صاف کاری نقاشیه سر صبح دخترا اومدن قیافه ها داغون خواب آلود ؛ یه دفعه رفتن wc , وقتی بیرون اومدن لامصب نمیدونم چی میشه , میشن مدل.....
احمد رضا
آنقدر دل كندن از تو سخت است كه در آخرين واگن قطار نشسته ام! تا هر چقدر ميشود... ديرتر تركت كنم!!!
احمد رضا
حسرت خورده به کسی نمیگویند که به نقطه ای به ارزشی به کنجی نرسیده است حسرت خورده آن کسی می شود که به نقطه ای رسیده باشد ، ارزشی را در دل وارد کرده باشد، گنجی داشته باشد و آن را به پشیزی از دست بدهد
احمد رضا
شیطان اندازه یک حبّه قند است گاهی می افتد توی فنجانِ دلِ ما حل می شود آرام آرام بی آنکه اصلا ً ما بفهمیم و روحمان سر می کشد آن را آن چای شیرین را شیطان زهرآگین ِدیرین را آن وقت او خون می شود در خانه تن می چرخد و می گردد و می ماند آنجا او می شود من
احمد رضا
یک نفر هم نيامد که واقعاً بماند ! آنهايي هم که مانده اند ، هنوز وقت رفتنشان نرسيده است