احمد رضا
چقدر سخته که همه تو رو به عنوان آدم شوخ و شادی بشناسند اما حقیقت چیز دیگه ای باشه. چقدر سخته که هیچوقت نتونی خودت باشی الا در تنهایی. چقدر سخته لبخند زدن در جمع اما با بغضی در گلو. چقدر سخته... نه عاشقم نه تنها... نه درحسرت لحظه ای و یا چیزی... تنها غمگینم....بی دلیل شاید من همان نقاب خندانی باشم که امروز از کنارت گذشت...اما تو فریب اون نقاب رو نخور!
احمد رضا
چقدر سخته که همه تو رو به عنوان آدم شوخ و شادی بشناسند اما حقیقت چیز دیگه ای باشه. چقدر سخته که هیچوقت نتونی خودت باشی الا در تنهایی. چقدر سخته لبخند زدن در جمع اما با بغضی در گلو. چقدر سخته... نه عاشقم نه تنها... نه درحسرت لحظه ای و یا چیزی... تنها غمگینم....بی دلیل شاید من همان نقاب خندانی باشم که امروز از کنارت گذشت...اما تو فریب اون نقاب رو نخور!
احمد رضا
اونـــــــــی که با ما راه نیومـــــــد برای دیگـــــــــران "دویــــــــد " ...
احمد رضا
مهم نیست پلها را از کدام سوی رودِ بزرگ بنا میکنند ما به آب خواهیم زد ما از پردههای تو در توی این تقدیرِِ مزخرف عبور خواهیم کرد.
احمد رضا
آن دم که به احساس کمی خندیدم گلگون شدم و رخ را ناچار بدزدیدم من جز تو به اغیار نیاندیشیدم من برق نگاهت از دور می دیدم
احمد رضا
کودکی درون گاهواره، غلت میزند کودکی به ماهواره، خیره مانده است کودکی به ماه صخرهها به دست موجهای مضطرب شکستهاند یا علیاصغر حسین! واژههای خون تو هنوز از سکوت کوههای آسمان برنگشتهاند
احمد رضا
و كجايي سهراب؟ آب را گل كردند،چشم ها را بستند و چه با دل كردند! واي سهراب كجايي آخر؟ زخم ها بر دل عاشق كردند،خون به چشمان شقايق كردند.. تو كجايي سهراب؟ كه همين نزديكي؛ عشق را دار زدند، همه جا سايه ي ديوار زدند.. واي سهراب كجايي كه ببيني حالا، دل خوش مثقاليست!! دل خوش سيري چند؟! صبر كن سهراب!! قايقت جا دارد؟؟؟