احمد رضا
گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد ؛ که درب را باز نمی کنم .... حتی برای "تو" که سالها منتظر در زدنت بودم ... !!!
احمد رضا
باران کـه میبـارد...... دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود..... راه می افـتم ... بـدون چـتـر ... من بـغض می کنـم ... آسمـان گـریـه ...
احمد رضا
داروخانه ها را بیهوده نگردید درمان ندارد درد را از هر سو که بخوانی درد است آینه « نامرد » را « درمان » می کند و درد … همچنان درد است…
احمد رضا
درین غــــربت ســـرا بیمــــــــــار و زارم بــــه کنج بیکســـــی زار و نـــــــــــــزارم بیــــــا جـــانا شبــی حال دلـــم پــــــــــرس دمـــــی تسکین شـــــــود درد هـــــــــزارم
احمد رضا
خدا و انسان و عشق ، این است امانتی که بر دوش ما سنگینی می کند !
احمد رضا
دلـــم بـــرای خــــودم همونی که قبلا بودم تـنـــگ شـــــده.... همونی که هنوز قلبش نشکسته بود.......