احمد رضا
تا حالا شده وقتی اسمی رو میشنوین دلتون بلرزه..?????????
احمد رضا
چشم هایت ...... . . . . . میروم کلمه اختراع کنم ................
احمد رضا
دختری ازکوچه باغی می گذشت / یک پسر در راه ناگه سبزگشت
درپی اش افتادوگفتا او:"سلام / بعدازآن دیگرنگفت او یک کلام
دختراما ناگهان و بی درنگ / سوی اوبرگشت مثل یک پلنگ
...
گفت بااو:"بچه پرروی خفن / می دهی زحمت به بانویی چومن؟!
من که نامم هست آزیتای صدر / من که زیبایم مثال ماه بدر
من که در نبش خیابان بهار / می کنم درشرکت رایانه کار
دختری چون من که خیلی خانمه / ۲۶ساله٬مجرد٬دیپلمه!
دختری که خانه اش درشهرک است / کوی پنجم٬نبش کوچه٬نمره شصت!
ازچه بایدباتوگردد همکلام؟ / باتومن حرفی ندارم٬والسلام!"
احمد رضا
مامان تو که ميگی از توو چشام همه چی رو ميفهمی نگاه کن ببين کیفمو کجا گذاشتم...! ؟
احمد رضا
همیشه حرف از رفتن هاســــــــــت کاش کسی ... با آمدنش غافلگیرمان کنــــــــــــــد !!!
احمد رضا
شب ها اتاقم ماه ندارد . . "چشم هایت را قرض می دهی" تا صبح؟!
احمد رضا
ای که بی تــــــــــــــــــــــــــو خودمو تـــــــــــــک و تنها میبینم هر جـــــــــــــا که پا میزارم تو رو اونجـــــــــــــا میبینم....
احمد رضا
می خوام به سردی شب هام بخندم . . . می خوام به پوچی فردام بخندم . . . وقتی می بینمت با دیگرونی . . . تو اوج گریه هام می خوام بخندم . . . می خوام داد بزنم تنهای تنهام . . . می خوام وقتی میگم تنهام بخندم . .