احمد رضا
درست متر كن! آدمها هم قد خودشان اند؛ نه هم قد تصورات تو..............
احمد رضا
عشق را بايد تفسير كرد از نگاه از گرما از بوسه كاش ميدانستي اين روزها چقدر دستانت سرد است عشق من..................
احمد رضا
من عَشَقَنی عَشَقتُه (کسی که عاشقم شود، من نیز عاشقاش می شوم) : بی قراریات ، دلبریات، شب و روز پیغام فرستادنت کار خودش را کرده بود، او هم تو را می خواست، طوری که اگر اشتیاق او را میدانستی در دم جان میدادی.
احمد رضا
"خدایـا! چه یــافت آنکه تو را گــــم کرد؟ و چه گــــم کرد آنکه تو را یــافت؟"
احمد رضا
وقتے مےخواهمت و نیستے
اتفاق ِ تازه اے نمےافتد؛
فقط من، ذره ذره ایوب مے شوم!!!
احمد رضا
اینطور نمیشود
باید یک غریق نجات همیشه همراهم باشد
غــرق در فـکرت شدن اصلا دست خودمــ نیست........
احمد رضا
وقتهایی که اینترنت کنده ... نشستم تا پیج باز بشه ، یاد شیرفرهاد برره میفتم که به تلویزیون خاموش نیگاه میکرد !!
احمد رضا
میترسم نه از خودکشی از اینکه نکند آن دنیا هم ، اینگونه باشد !
احمد رضا
ياد اون روزها بخير. وقتى من بچه بودم، مادرم يک تومن به من مىداد و مرا به فروشگاه مىفرستاد و من با 3 کيلو سيبزمينى، دو بسته نان، سه پاکت شير، يک کيلو پنير، يک بسته چاى و دوازده تا تخممرغ به خانه برمىگشتم. اما الان ديگه از اين خبرها نيست. همه جا توى فروشگاهها دوربين گذاشتهاند :-)))))
احمد رضا
حوا به آدم گفت : آیا دوستم داری ؟ !!آدم پاسخ داد : خبر مرگم مگه چاره دیگه ای هم دارم !اینگونه بود که عشق آغاز شد....♥