دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

احمد رضا

احمد رضا
مرد - متاهل
امتیاز: 3856.15

دنبال‌شدگان

(709 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(515 کاربر)

گروه‌ها

(29 گروه)

بازدید

احمد رضا
احمد رضا

درست متر كن! آدمها هم قد خودشان اند؛ نه هم قد تصورات تو..............

احمد رضا
احمد رضا

عشق را بايد تفسير كرد از نگاه از گرما از بوسه كاش ميدانستي اين روزها چقدر دستانت سرد است عشق من..................

احمد رضا
images.jpg احمد رضا

من عَشَقَنی عَشَقتُه (کسی که عاشقم شود، من نیز عاشق‌اش می شوم) : بی قراری‌ات ، دلبری‌ات، شب و روز پیغام فرستادنت کار خودش را کرده بود، او هم تو را می خواست، طوری که اگر اشتیاق او را می‌دانستی در دم جان می‌دادی.

احمد رضا
37341_106163702769075_100001263368141_43434_7505474_n.jpg احمد رضا

"خدایـا! چه یــافت آنکه تو را گــــم کرد؟ و چه گــــم کرد آنکه تو را یــافت؟"

احمد رضا
index.jpg احمد رضا

سلاااااااااااااااااااام صبح سردهمگی بخیر ...............................

احمد رضا
احمد رضا

ســـواد، مـــدرک، درآمــد، آی کــیو ، چهار چیز مختلف هستن که هیچ ربطی‌ به هم ندارن!!! اینو درک کنیم!

احمد رضا
احمد رضا

@ღ♥ღ eliii ღ♥ღ سلااااااااااااااااااااااااااااااااام..........

احمد رضا
احمد رضا

وقتے مےخواهمت و نیستے اتفاق ِ تازه اے نمےافتد؛ فقط من، ذره ذره ایوب مے شوم!!!

احمد رضا
احمد رضا

یه روز یه پیرمردی عزرائیل رو می بینه که داره از دور میادطرفش. ازترس جونش فرارمی کنه می ره داخل یه مهد کودک کنار بچه ها می شینه شروع می کنه به بیسکویت خوردن. عزرائیل میادپیشش ومیگه: داری چیکار می کنی؟ پیرمرد با صدای بچه گانه میگه: دارم قاقا میخورم. عزرئیل میگه: پس قاقاتو بخور بریم دَدَر

احمد رضا
احمد رضا

اینطور نمیشود باید یک غریق نجات همیشه همراهم باشد غــرق در فـکرت شدن اصلا دست خودمــ نیست........

احمد رضا
احمد رضا

وقتهایی که اینترنت کنده ... نشستم تا پیج باز بشه ، یاد شیرفرهاد برره میفتم که به تلویزیون خاموش نیگاه میکرد !!

احمد رضا
احمد رضا

میترسم نه از خودکشی از اینکه نکند آن دنیا هم ، اینگونه باشد !

احمد رضا
احمد رضا

دختر:بابا می تونم برم پیش دوستم درس بخونم؟ بابا:نه نمیشه برو اتاقت درس بخون. دختر:چرا آخه بابا؟ پدر:واسه اینکه سالها پیش مامانت هم میومد پیش من درس بخونه...!.

احمد رضا
احمد رضا

ياد اون روزها بخير. وقتى من بچه بودم، مادرم يک تومن به من مى‌داد و مرا به فروشگاه مى‌فرستاد و من با 3 کيلو سيب‌زمينى، دو بسته نان، سه پاکت شير، يک کيلو پنير، يک بسته چاى و دوازده تا تخم‌مرغ به خانه برمى‌گشتم. اما الان ديگه از اين خبرها نيست. همه جا توى فروشگاه‌ها دوربين گذاشته‌اند :-)))))

احمد رضا
احمد رضا

حوا به آدم گفت : آیا دوستم داری ؟ !!آدم پاسخ داد : خبر مرگم مگه چاره دیگه ای هم دارم !اینگونه بود که عشق آغاز شد....♥