ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
راست گفتن عشق خوبان اتش است سخت می سو زاند اما دلکش است من کجا و ترک ان مهوش کجا دل کجا پرهیز از این اتش کجا شادمانم گر چه در این اتش است روز و شب می سوزم اما دلخوشم
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
سرنوشت ننوشت،گر نوشت بد نوشت... اما باور کن،سرنوشت را می توان از سر نوشت...! پس بیا بنویسیم سرنوشت مان را....
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
قصه نیستم که بگویی نغمه نیستم که بخوانی صدا نیستم که بشنوی یا چیزی چنان که ببینی یا چیزی چنان که بدانی من درد مشترکم مرا فریاد کن!
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
قرارمان فصل انگور... شراب که شدم بیا... تو جام بیاور و من جان..
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
آتش از اندوه هجران بهتر است بی قرارم کردی و گفتی صبوری بهتر است من نمی دانم کجا خواندم ، که یادم داده است ؟ یار وقتی در کنارت نیست ، کوری بهتر است
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
هیچ کس خوشحال زاده نمیشود اما همه با توانایی افریدن خوشحالی به دنیا میاید بنابرین امروز بادرخشش شیرین ترین لبخندت همه را خوشحال کن.
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
زدم فریادخدایا این چه رسمیست. رفیقان را جدا کردن هنر نیست. رفیقان قلب انسانند خدایا. بدون قلب چگونه می توان زیست.
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
ای یار سفر کرده بگو چه چاره کنیم که در این روزهای سرد، ما را به یک نگاه مهربان و یک لبخند مهمان کنی ...
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
پيله ام كه گشوده شد تنهايي بود كه پروانه شد. و توباغبان شهر تنهايي ام پيله ها را جاروكردي ويادت رفت كه نيمه اي ازمن هنوز آن جاست.
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
به تو مي آويزم هراسم ترس از رفتن تو نيست تو اهلي همين حوالي هستي به تو مي آويزم تا عطر داشتن ات را ببلعم ديري است حسرت آغوشت را به دستانم بدهکارم!
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
به چشمان تو می نویسم حکایت بی انتهای عشق را به لبان غنچه ی تو می گوییم شکوفا شدن گل را در گوش تو ضمضمه می کنم نوای عاشقانه ی عشق را به دستان تو دست می دهم ٬ تا حس کنی نوازش عشق را
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
سلامم ندادی! از دلم علیک برخواست روی شال بلندی از یال کوه نشستی نگاهم نکردی! برایت لبخند زدم بیا تا تو را به انتظار نشسته ام دیریست که باورم نکرده ای امروز دست هایت باز کن و مرا تا انتهای آمدنت همراه باش شولای پاییزی ات با من تو فقط به بهار نگاه کن
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
ميخواهم همگام با سايه تنهايم در خيال باراني ات قدم بزنم و چتر شکسته بغضم را بگشايم ميخواهم شاعر لحظه هاي سرخ باشم و غزل غزل گريه کنم ميخواهم در امتداد خاموشي از تو بگويم از تو که طراوت شقايق هاي با غچه ام خواهي بود
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
الهی روزگارت آفتابی الهی شامگاهت ماهتابی الهی در همه دوران عمرت به قلب هرکه خواهی راه یابی .