دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ℳEISAM✌sT⒝ .......☻

یه پسرم مثل بقیه هم سن های خودم ... ولی یکم متفاوتم ... همیشه ام گفتم... نمیتونم حرفامو نگم ... همی... درباره »
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
مرد - مجرد
امتیاز: 4419

دنبال‌شدگان

(659 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(456 کاربر)

گروه‌ها

(182 گروه)

بازدید

ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻

بزرگی وصیت کرد .. که برای سلامتی عقلتان هویج بخورید ! همه خندیدند و کسی ندانست .. که عقل همه در چشمشان است ... !

ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻

پشیمان اند کفـــــش هایم که ایـــن همه راه را .. راه آمـــــدند با نیـــــــامدن هایت ... !

ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻

بعضی وقتا که مادربزرگا و پدربزرگا آه می کشن و با خودشون می گن : جوونی کجایی که یادت بخیر ... ! من با خودم فکر میکنم .. من وقتی پیر شدم چی باید بگم ... !؟ من که جوونی نکردم ... ! وقتی پیر شدم .. باید حسرت چی رو بخورم ... !؟ حسرت کدوم قسمت از زندگیمو ... !؟

ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻

تنهایی را باید با خط بريل مي نوشتند ! شنیدنش کافي نيست .. بايد لمسش کرد ... !

ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
534982_264961200264227_151205248306490_553314_249281227_n.jpg ℳEISAM✌sT⒝ .......☻

حسرت نبرم به خواب آن مرداب... کارام درون دشت شب خفته است... دریایم و نیست باکم از طوفان... دریا همه عمر خوابش آشفته است...

ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
424556_298141540252718_263413157058890_734927_736391054_n.jpg ℳEISAM✌sT⒝ .......☻

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش می رفت و از درد چشم می نالید. موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهرهم که کور شده بود. همه مردم می گفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد. ۲۰سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند. مرد گفت: من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم.

ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻

زیاده خواه نیستم ! جاده‌ ی شمال یک کلبه ی جنگلی‌...................... ........... یک میز کوچک چوبی با دو تا صندلی کمی‌ هیزم، کمی‌ آتش،مه‌ِ جنگلی‌ کمی‌ تاریکی ‌_ محض، کمی‌ مستی،کمی‌ مهتاب... و بوی یـار.. و بوی یـار.. و بوی یـار ... تـو باشی،مـن باشم و ...هــیچ ! دنــــیــا هــم ارزانی خـــودشـــــان ..

ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻

راستشو بگو کوچولو ، تو چه گناهی کردی ؟؟؟؟!!!!!!!!!

ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
423195_296671733733032_263413157058890_732571_1943379168_n.jpg ℳEISAM✌sT⒝ .......☻

پدری دست بر شانه پسر گذاشت و از او پرسید: زور من بیشتر است یا تو ؟ پسر جواب داد:من پدر با كمال ناباوري ، سوالش را دوباره تکرار کرد ولی باز همان جواب را شنید. پدربا ناراحتی از پسر خود جدا شد وبعد از چند قدمي كه رفت به عقب برگشت و سوال خود را براي بار سوم تکرار کرد شاید اين بار جوابی بهتر بشنود. .. زور من بیشتر است یا تو ؟ این بار پسر جواب داد. پدرعزيزم شما. پدر با تعجب پرسيد: چرا دوبار اول این را نگفتی و زور و قدرت خودت را به رخم كشيدي؟؟؟ پسر جواب داد: تا وقتی دست شما روی شانه من بود عالَم را حریف بودم ولی وقتی دست از شانه ام کشیدی، قوتم و تمام توانم را با خود بردی

ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻

انگار خـــــــدا در " صدایت " کدئین تزریق کرده ... با من که حرف میزنی دردهایم را تسکین میدهی مــــادر . . .

ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻

تغییر بحث میدم فضا عوض شه

ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
542932_264399936987020_151205248306490_551467_631822692_n.jpg ℳEISAM✌sT⒝ .......☻

جـهــان چیـزی شبـیه مـوهای تــوست ! سیــــــاه ؛ سرکــش ، پیچـیـــده . . . ! ببین چـه بی بختـم مـن که به نـســیـمی ، جهــانـم زیـر و رو می شـود !

ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻

انکارم میکند زمان ولی دامن گیر میشوم کنار خیال تو تو که باشی زمان هم گم می شود

ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻

یه جایی هست که دیگه کم میاری از اومدنا , رفتنا , شکستنا . .. . جایی که فقط میخوای یکی باشه ، یکی بمونه نره واسه همیشه کنارت باشه من الان اونجام .....! تو کجایی ؟

ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻

وقتی که هستی دوستت دارم وقتی که نیستی لحظه های دوست داشتنت را مرور می کنم