ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
گل آفتابگردان را گفتند: چراشبها سرت را پایین می اندازی؟ گفت :ستاره چشمک میزند، نمیخواهم به خورشید خیانت کنم..........
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
متدين واقعي به هيچ مذهبي، به هيچ ملتي، به هيچ نژادي و به هيچ رنگي تعلق ندارد! او به كل انسانيت تعلق دارد ...
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
گوسفندها ميدانند که چوپان دوستشان دارد،اما نميدانند که چوپان دوست صميمي قصاب است
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
همه ی یهویی ها خوبن !! یهویی بغل کردن یهویی بوسیدن یهویی دیدن یهویی سورپرایز شدن یهویی بیرون رفتن یهویی دوست شدن یهوویی عاشق شدن . . اما امان از یهویی رفتن ها
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
معجزه خلقت کسانی هست ... که: با تمام زیبایی های ظاهری باطن زیباتری دارند....
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
یک کاغذ سفید را هرچه قدربزرگ باشد،قاب نمی گیرند،برای ماندگاری باید حرفی داشت...
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
زمان شما محدود است ؛ پس آن را در زندگی کردن با غیر خود هدر ندهید . در تَله ی تعصبات دینی گرفتار نشوید ، که این زندگی کردن با حاصل تفکرات دیگران است . اجازه ندهید قیل و قال عقاید دیگران ندای درون شما را احاطه کند . و مهمتر از همه... جرات پیروی از قلب و ادراکات شهودی خود را داشته باشید . قلب شما و درک شما هم اکنون به نوعی می دانند که شما حقیقتاً چه چیز خواهید شد ، هر چیز دیگری در اولویت دوم قرار دارد . استیو جابز
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
تا کی می خواهند... سکانس های رفتنتــــ... را... خاطراتـــ ... کاتـــ کنند؟
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
بعضی ها به مـــا نمی خوردن
جا خــــــــالی دادیم ...
خوردن به شمـــــــا ...!!
مــــــــــــــبـــــــــــــارکـــــــتــــــــون باشه !
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
گاهی باید بزرگی گناه کسی رو به کوچکی دلش بخشید، اما نباید بزرگی دل کسی رو بخاطر یک اشتباه کوچک فراموش کرد..
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
عمريست تقليد شطرنج بازان فهيم را در آورده ايم؛ ناگاه فهميديم كه اصلا حريفي نداريم؛ ما مات بی حركتی خود شده ايم....
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
رفت ... بی آنکه مرا به خدا بسپارد !! نمی دانم ، خدا را از یاد برده بود ، یا مرا ... ؟!
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
نگران نباش .. من خوب می دانم با حسرت ِ نبودنت چگونه تا کنم ... فقط برایم بنویس .....هنوز هم لبخند میزنی ...!؟
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
ز زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا کردی؟
گفت : 4 اصل
اول : دانستم که رزق مرا دیگری نمیخورد , پس آرام شدم
دوم : دانستم که خدا مرا میبیند , پس حیا کردم
سوم : دانستم که کار مرا دیگری انجام نمیدهد , پس تلاش کردم
چهارم : دانستم که پایان کارم مرگ است , پس مهیا شدم