ツglorious sunツخورشید بانو
بچهها دور هم جمع شدن مثلا دارن میجنگن، بهشون میگم اسم چند تا پهلوان ایرانی رو بگین، میگن: اسپایدرمن، جومونگ، مختار! مملکته داریم؟؟؟؟
ツglorious sunツخورشید بانو
تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام.... دردِ یک اتفاق که شاید با اتقا قِ تـو... دردش متفاوت باشد ویرانم می کند.... من از دست رفته ام ، شکسته ام.... می فهمی ؟؟؟؟ به انتهایِ بودنم رسیده ام ؛ اما اشک نمی ریزم... پنهان شده ام پشتِ لبخنـدی که درد می کند ...!!!
ツglorious sunツخورشید بانو
هوس یک بوسه ی فرانسوی میان دیوانگی یک تانگوی مرگبار، پابرهنه روی سرامیک های سفید هی ... !!! من در لباس رقصم چشم به راه توأم..
ツglorious sunツخورشید بانو
لیاقت میخواهد... بودن در قلب دخترکی که تمام دنیایش ، حرف های نزده اش است...!!!
ツglorious sunツخورشید بانو
آخر قـصه را بــردار و بـا خـودت ببر ... همـان یـکی بود و یـکی نبود ! همـان گنـبد کـبود را بـرای مـن بگـذار .... من در فکـر شـروعی دوبـاره ام !
ツglorious sunツخورشید بانو
پاهايم راكه درون آب می زنم؛ماهی هاجمع می شوند؛شايداينهاهم فهميده اند كه عمری (طعمه روزگار)بوده ام.
ツglorious sunツخورشید بانو
من فقط دارم سعـے مـےکنم همرنگ جماعت شــوم اما مـےشود کمے کمکم کنـےـد.... آے جماعتــــ ....! شما دقیقآ چـﮧ رنگـے هستـےـد...؟؟!!

13 سال و 18 روز و 9 ساعت و 39 دقيقه قبل