یه عمو دارم دهات زندگی میکنه. آقام بهش گفته بود بیا این عنترو (مدیونید فکر کنید من عنترم!) نصیحت کن دیگه سیگار نکشه! یه روز ظهر اومد خونه مون ، ناهارشو خورد ،نمازشو خوند بعد خیلی جنتلمنانه اومد نشست کنارم رو مبل یه سیب از تو جیبش درآورد گفت : نگاه کن این سیبه ، دیگه سیگار نکش! خیلی هم منطقی عموی دکتر شریعتی
گویند شیخ ابو سعید ابوالخیر چند درهم اندوخته بود تا به زیارت کعبه رود. با کاروانی همراه شد. و چون توانائی پرداخت برای مرکبی نداشت پیاده سفر کرده و خدمت دیگران میکرد تا در منزلی فرود آمدند و شیخ برای جمع اوری هیزم به اطراف رفت در زیر درختی... مرد ژنده پوشی با حالی پریشان دید از احوال وی جویا شد و دریافت که از خجالت اهل و عیال در عدم کسب روزی به اینجا پناه اورده است و هفته ای است که خود و خانواده اش در گرسنگی بسر برد ه اند. چند درهم اندوخته خود را به وی داد و گفت برو . مرد بینوا گفت مرا رضایت نیست تو در سفر حج در حرج باشی تا من برای فرزندانم توشه ای ببرم. شیخ گفت حج من ، تو بودی و اگر هفت بار گرد تو طواف کنم به زانکه هفتاد بار زیارت آن بنا کنم.
به قول همای...که هرجا هست خداوند همیشه کمکش کنه واسه کنسرتهای معرکش......که میگه...در اینجا مردم ازاری...در انجا از گنه عاری...نمیدانم چه پنداری...در اینجا مردم و همسایه ات در رنج وبیماری...تو در انجا در پی یاری....چه پنداری...کجا از تو ...وی خواهد چنین کاری.....
بخدا سر راه یکی از اشناها که مکه بود رفته بودیم....بعد از نهار یه خانومی اومد ...بنده خدا صورتشم پوشونده بود که نشناسنش...گفت اگه غذا هس لطفا فقط یکی بدین ببرم واسه بچه م که مریضه...خدا شفاهش بده...غذای یه حاجیه....بخدا اول دعواش کردن بعدش...تمام غذا مونده ها رو کردن توی یه مشما دادن دست بنده خدا
همای فعلا دوست داشتنیه تا ببینیم بعدش چی میشه....
چی بگم انشالله که خدا بچش رو شفا بده..اما قبلش ما انسانها باید به فکر هم باشیم همین حس دوست داشتن همنوع همان حس خداپرستی محمد رسول الله
سلام مهدی جان..
به قول همای، اینجا تو را به دور سنگ میجویند، تو را با نیزه ها در جنگ میجویند،
اگه کعبه نبود ،.... حتما این بشر یه سنگ دیگه ای ، یا یه مرده ای برای پرستش پیدا میکرد

13 سال و 17 روز و 23 ساعت و 48 دقيقه قبل