وقتی همسرم تو سایت سنجش داشت نگاه میکرد قبول شدم یا نهوایستاده بود فقط گوشیمو تو دستم محکم نگه داشته بودممیترسیدم حتی تکون بخورموقتی اسممو ادیدم...نمیدونستم چیکار کنمفقط سری ب نهال اس دادم نهال بیداریهمسرم پرسید چکار میکنیگفدم نمیدونم انکاری باید ب نهال خبر بدم...اس دادن همانا و یهویی سقوط کردنم همانا...یهو نشستم رو زمین و گفدم هی قبول شدم...انگار یهو هرچی راحتی بود ریختن او تنم....تموم شادیم همینقد بود و تموم

13 سال و 19 روز و 6 ساعت و 59 دقيقه قبل