دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ツglorious sunツخورشید بانو

دختر ها شیطنت های خاص خودشان را دارند! برچسب هرزگی بر خنده های آنان نزن!!!!!!!!!!!!! درباره »
ツglorious sunツخورشید بانو
زن - متاهل
امتیاز: 7506

دنبال‌شدگان

(803 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(748 کاربر)

گروه‌ها

(99 گروه)

بازدید

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

منــــو با نـــــگیر مــــن چیـــزیهـــ کــــه ... امــــــا مــــــن داره بــــه اینکـــهــ ” باشیـــــ

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

خو دیگه ما بریم ...یکی پیدا کنیم باهام بیاد بریم در در ........بابابی تا شب.....

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

@nahal گاهی نیاز داری به یه آغوش بی منت ، که تو رو فقط و فقط واسه خودت بخواد...که وقتی تو اوج تنهایی هستی ، با چشماش بهت بگه : هستم تا ته تهش ! هستی !؟

ツglorious sunツخورشید بانو
8e16dc760ca1.jpg ツglorious sunツخورشید بانو

براي بعضي مي توان کرد و مي توان زد... براي بعضي فقط مي توان کرد، زد و صدا ...!!!

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

@بـــΔــــیرا میبینم که بعضی اینجا تو کف موندن

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

DONT BE A WOMAN THAT NEEDS A MAN......BE A WOMAN A MAN NEEDS 

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

never regret anything, because at one time it was exactly what you wanted

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

@بـــΔــــیرا خواوَر شووَر ................. come.......... on

ツglorious sunツخورشید بانو
27065795770769596207.jpg ツglorious sunツخورشید بانو

بارد کاش این های در میکردند....!!

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

چیزهایی دیدم روی . را دیدم را میکرد. دیدم که در ان میزد. را دیدم که از ان به . من را دیدم را در میکوبیید. در ی ان بود- بود- بود- ی .

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

! شده ام به اندازه ی ! داشتم می توانستم را تا ، اما فهمیدم هم که ، باز چون تو خواهی!

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

پس خدا کو؟کجاست....؟

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

در روزگارى كه بستنى با شكلات به گرانى امروز نبود، پسر١٠ ساله‌اى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت میزى نشست. خدمتكار براى سفارش گرفتن سراغش رفت. پسر پرسید: بستنى با شكلات چند است؟ خدمتكار گفت: ۵٠ سنت پسرك پسر كوچك دستش را در جیبش كرد ، تمام پول خردهایش را در آورد و شمرد . بعد پرسید: بستنى خالى چند است؟ خدمتكار با توجه به این كه تمام میزها پر شده بود و عده‌اى بیرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن میز ایستاده بودند، با بی‌حوصلگى گفت : ٣۵ سنت پسر دوباره سكه‌هایش را شمرد و گفت: براى من یك بستنى بیاورید. خدمتكار یك بستنى آورد و صورت‌حساب را نیز روى میز گذاشت و رفت. پسر بستنى را تمام كرد، صورت‌حساب را برداشت و پولش را به صندوق‌دار پرداخت كرد و رفت. هنگامى كه خدمتكار براى تمیز كردن میز رفت، گریه‌اش گرفت. پسر بچه روى میز در كنار بشقاب خالى، ١۵ سنت براى او انعام گذاشته بود ......................

ツglorious sunツخورشید بانو
03.jpg ツglorious sunツخورشید بانو

نقاش جهنمی! خو که چیکار بشه

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

با کن های ام را . . .