@حاجی مادر گفت: نرو، بمان! دلم میخواهد پسرم عصای دستم باشد گفت: هرچه تو بگویی. فقط یک سؤال؛ میخواهی پسرت، عصای این دنیایت باشد یا آن دنیا. مادر چیزی نگفت و با اشک بدرقه اش کرد.... رفت و شهید شد ...
@ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺ اولش صدا و سيما ميخواست بگه ننه سوباسا و مربيش دوست معمولي هستند بعد ديد ضايع هست، گفت عموشه. آخه ديوث! يه برزيلي چه جوري عموي يه ژاپني ميشه؟
یکی از معضلات دوران بچگیم این بود که چرا من نمی تونم مثل شخصیت های کارتونی که اشکاشون به دو طرف پرت می شد گریه کنم!کلی تلاش می کردم مثل اونا باشم موقع گریه کردن مثلا سرمو بالا بگیرم دهنمو باز کنم یا چشامو تنگ کنم که بازم جواب نمی داد

13 سال و 1 ماه و 29 روز و 20 ساعت و 2 دقيقه قبل