باران را در آغوش می گیرم و خودم را غرق در رویای بدون تو بودن می کنم تو با آغوشی باز... با آغوشی پر از نفس های پاییزی به استقبالم می آیی... و مرا تنگ در آغوشت می گیری و یک نفس عمیق تو کا[!]ت برای دوباره جان دادنم در هوای بودنت
@رهـــــــــــ ـا بایداز عطر اقاقی تورو اغاز کنم .......باصدای خیس بارون تو رو اغاز کنم ...........از تماشای قناری به تو پرواز کنم ...به تو پل میزنم از ترانه هامو ......از همه شبانه هامو ...میرسم به تو دوباره ..................

13 سال و 18 روز و 14 ساعت و 49 دقيقه قبل