اگر مدیر بودم یکی از شرایط ثبت نام را عشق می گذاشتم اگر دبیر ریاضی بودم عشق را با عشق جمع می کردم اگر معمار بودم قصری از عشق می ساختم اگر سارق بودم فقط عشق می دزدیدم اگر بیمار بودم تنها شربتی که می نوشیدم فقط شربت عشق بود اگر درجه دار بودم فقط به عشق سلام می دادم اگر پلیس بودم هرگز عشق را جریمه نمی کردم اگر خلبان بودم در اسمان عشق پرواز می کردم اگر دبیر ورزش بودم به بچه ها می گفتم با عشق نرمش کنید اگر خواننده بودم فقط از عشق می خواندم اگر ناخدا بودم همیشه در ساحل عشق لنگر می انداختم اگر نجار بودم عشق را قاب می گرفت
یه چیزی ذهنمو مشغول کرده نمیتونم درک کنم که یکی عاشق شده اصن عشق برام بی معنیهبه قول اون فیلمهعشق یه جعبه طلایه خوشگله که وقتی بازش میکنی توش پر از خالیهاین جمله رو کلی قبول دارمنمیدونم شاید چون تا حالا عاشق نبودم
فدات عزیزم...مرسی که افتخار دادیخوابای رنگی ببینی
مرسی از همتوووووووووووووون...ما کم نمیاریم باز هم در خدمت شما در شبهای بعد هستیمتا درودی دیگر بدرودچه ادبی و تلویزیونی شد




14 سال و 2 ماه و 2 روز و 13 ساعت و 19 دقيقه قبل
چاکریم
14 سال و 2 ماه و 2 روز و 13 ساعت و 17 دقيقه قبلبه به
14 سال و 2 ماه و 2 روز و 10 ساعت و 56 دقيقه قبل

14 سال و 2 ماه و 1 روز و 23 ساعت و 53 دقيقه قبل
14 سال و 2 ماه و 1 روز و 12 ساعت و 16 دقيقه قبل