یادم میاد یه بار موقع #آشپزی که میخاستم یه سبک جدیدُ اجراکنم ... #حادثه آفرین شد.. موقع سرخ کردن #پیاز کمی آب تو ماهیتابه ریختم تا مثِ تو فیلما #موقع-تفت-دادن-آتشی-از-درون-ماهیتابه-شعله-ور-شه خلاصه طبق روال ماهی تابه رو با مقداری آب گذاشتم روی گاز پیاز رو ریختم تو ماهی تابه وفنون تلفیقی رو اجرا میکردم که کم کم با حرکت دَورانی ماهی تابه #نمایش آغاز شد وبرق شادی در چشمان من هویدا .. با حرکت دوم آتش کل ماهی تابه رو گرفت لب ولوچه ام آویزون شد قلبم مثل لته گنجشک میزد اما #برق-شادی کم کم در افق محو شد وجاش رو به بغضی در گلو داد.اصن #خاموش نمیشد.. کل آشپزخونه رو دود وچربی گرفته بود... محکم ماهی تابه رو پرت کردم تو سینک ظرف شویی دستم سوخت که هیچ بوی سوزندن کله پاچه هم میومد زود رفتم جلو آیینه #موهای-ابرو-و-کمی-از-موی-سرم-گزگزی شده بود...
گمون کنم وقتی ماهیتابه اتیش میگیره ، باید یه چیزی گذاشت روش . مثلا در یه قبلمه ای یا یه ماهیتابه دیگه . این طوری اتیش خاموش میشه . بچه بودم به گمونم این طور چیزی رو دیدم تو تلویزیون . در ضمن خاطره ی ترسناکی تعریف کردی واقعا سوختن مو فاصله ی کمی داره تا سوختن صورت و بدن
راست میگی طناز جان ولی هنوز نمرده
یکی از دوستام یه ساعت پیش گفت اگه مردم نزار تو آگهی فوتم بنویسن جوان ناکام تو که زندگی نامه ی منو میدونی منم این پست به ذهنم رسید
اونقدام بی رحم نیستم پشت سر مرده حرف بزنم
سلاممممممممم
بدو بدو به موقع اومدی..دلم لک زده واسه دوس دختر 





13 سال و 2 ماه و 22 روز و 5 ساعت و 42 دقيقه قبلسلامممممممممم....مرسی.........
باشه منم دوست دخترت

13 سال و 2 ماه و 22 روز و 5 ساعت و 37 دقيقه قبلجدی نگیر......



جدی ن گ ر ف ت م 



13 سال و 2 ماه و 22 روز و 5 ساعت و 35 دقيقه قبل





13 سال و 2 ماه و 22 روز و 5 ساعت و 33 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 22 روز و 5 ساعت و 31 دقيقه قبل