تاج
يه خونه ي نقره نشون نمي خوام /خورشيد و ماه و كهكشون نمي خوام //يه پر مي خوام رهاترين پر باشه/ جايي برم كه عطر مادر باشه
تاج
نگو نگو که در عشقت قصور می کردیم / من و غزل همیشه شما را مرور می کردیم
تاج
توسط موبایل
برآمیزی و بگریزی و بنمایی و بربایی/فغان از قهر لطف اندود و زهر شکرآمیزت
تاج
تن تو مملکت مهر و قهر و زیبایی ست/ چقدر حادثه ی بی نظیر در تن تو!
تاج
امروز هم گذشت ولی بی حضور تو/ کی می دمد به زندگی ام آفتاب تو...
تاج
نو بهار است در آن کوش که خوش دل باشی...
تاج
توسط موبایل
داره میگه ما صد نفر مدرسه رسول اکرم قبول شدیم از اون صد نفر هفتاد شهید شدند!
تاج
توسط پیامک
چه فرق میکند اردیبشهت وآذرماه؟!/
که هرچه بی تو برویدبه چشم من زرداست
تاج
آن لب تب دار را یک بار بوسیدن شفاست/ وای ازاین دارو که از بیمار پنهان کرده ای...
تاج
لب تو میوه ممنوع ولی لب هایم/هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد...
تاج
اوست نشسته در نظر، من به کجا نظر کنم/اوست گرفته شهر دل، من به کجا سفر کنم؟
تاج
سر موئیم نظر کن، که من اندر تن خویش/یک سر موی ندانم، که تو را ذاکر نیست
تاج
توسط موبایل
موج عشق تو اگر شعله به دل ها بکشد
/رود را از جگر کوه به دریا بکشد
//گیسوان تو شبیه است به شب؛ اما نه،
/شب که اینقدر نباید به درازا بکشد!
//خودشناسی قدم اول عاشق شدن است
/وای بر یوسف اگر ناز زلیخا بکشد
//عقل یکدل شده با عشق، فقط میترسم
/هم به حاشا بکشد، هم به تماشا بکشد
//زخمی کینه من! این تو و این سینه من
/من خودم خواسته ام کار به اینجا بکشد
//یکی از ما دو نفر کشته به دست دگری است
/وای اگر کار من و عشق به فردا بکشد
//
فاضل نظری
تاج
توسط موبایل
گله ای نیست من و فاصلهها همزادیم/ گاه گاهی که کنارت بنشینم کا[!]ت