دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

tandis
مرد
امتیاز: 606.65

دنبال‌شدگان

(106 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(96 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

tandis
tandis

دوست دارم زير بارون گريه کنم مي دوني چرا؟ چون کسي اشکهامو نمي بينه حتي تو عزيزم ...

tandis
tandis

نگاهت کا[!]ت تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم تو همیشه دعوتی ... راس ساعت دلتنگی

tandis
tandis

قلب کال مــــــــن در فصل دست های تو می رســـــد فصلی برای تمام رؤیــــــــــــــاها دستی برای تمــــــــــام فصل ها . . . !

tandis
tandis

در سایه دلشکستگی پیر شدم غم خوردم و با غمت نمک گیر شدم تا امدم اشنای قلبت باشم گفتی که من از غریبه ها سیر شدم . . .

tandis
tandis

خدایا...!!! جای سوره ای به نام " عشق " در قرآنت خالی ست که اینگونه آغاز میگردد : .........و قسم به روزی که قلبت را می شکنند و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت ...

tandis
tandis

در یک ساعت می شه یک نفر رو دوست داشت و در یک روز فقط یک روز می شه عاشق شد ولی یک عمر طول می کشه تا کسی رو فراموش کرد ...

tandis
tandis

بهشت یک انتخاب نیست یک اجبار است ! با تشکر، گشت ارشاد

tandis
tandis

تو کجایی سهراب؟ آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کردند... وای سهراب کجایی آخر؟ ..............زخم ها بر دل عاشق کردند خون به چشمان شقایق کردند.. تو کجایی سهراب؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند همه جا سایه ی دیوار زدند... وای سهراب دلم را کشتند...

tandis
tandis

هروقت گریه میکنم سبک میشوم ... عجب وزنی دارد چند قطره اشک ...!

tandis
tandis

دستــــــ های خیالـــــــــم به دامنت آلودستــــــــــ هر شب از خواب تو گل می چینـــــــد و بیداری مـــــــن لهجــــــــۀ عطر تو را می گیـــــــرد . . . !

tandis
tandis

گفتمش بی تو دلم میمیرد / گفت با خاطره ها خلوت کن / گفتمش خنده به لب میمیرد / گفت با خون جگر عادت کن / گفتمش با که دلم خوش باشد / گفت غم را به دلت دعوت کن / گفتمش راز دلم را چه کنم / گفت با سنگ دلم صحبت کن ...

tandis
tandis

عشق افسانه نيست آنكه عشق آفريد ديوانه نيست عشق آن نيست كه در كنارش باشي عشق آن است كه به يادش باشي ...

tandis
tandis

من از تبار سادگی بی خبر از دلدادگی، عاشقم ...

tandis
tandis

نيمه شب شاكي و دلگير دلم گفت بگويم... بنويسم... كه چرا وصل به هجران نرسيده است؟ چرا آب به گلدان نرسيده است؟ و هنوزم كه هنوز است غم عشق به پايان نرسيده است؟ بگو حافظ دل خسته ز شيراز بيايد بنويسد كه هنوزم كه هنوز است چرا يوسف گمگشده به كنعان نرسيده است؟ و چرا كلبه احزان به گلستان نرسيده است؟ چرا پيكر خشكيده و رنجور گل رز به باران نرسيده است؟چرا لیلی به مجنون نرسیده است؟ و هنوزم كه هنوز است غم عشق به پايان نرسيده است؟... چراااااااا...

tandis
tandis

اکنون تو رفته ای ، من هم خواهم رفت ، فرق تو با من این است که من شاهد رفتنت بودم ولی تو ... !