tandis
کاش در آسمان سکوتت لکه ابری بودم تا برای همه دلتنگیهایت میباریدم . .
tandis
نازنین هیچ مگو ، نازنین هیج مپرس چه نیازی است به باران کلام من اگر می خواهم که دلم بر سر بالین دلت بنشیند چه نیازی است به آن جوشش پر شور سخن وقتی از دغدغه روح و تنم آگاهی وقتی از آتش سوزان دلم آگاهی پس دگر هیچ مگو بشنو حرف دل از چشمانم و من از چشمانت ،سخنت می شنوم که زمانی کلمات ، عاجز از گفتن احوال دلند نازنین هیچ مگو ، نازنین هیچ مپرس ...
tandis
لوطیان را مرام است و عاشقان را کلام و عارفان را خدا!!! تو در یک کلام ؛ خدای عشقی عشقی بامرام.....
tandis
هلاک شیوه ی لطف توام ولی صد حیف که التفات تو چون رحمت خدا عام است..............
tandis
بردلم، داغ غم عشقت ؛هنوز لکه ای خوش رنگ و درد آلوده است......
tandis
تقدیم به کسی که هنوز هم تکه ای از آسمان در چشمانش و جرعه ای از دریا در دستانش و تجسمی زیبا از خاطره ها و ایثارهای سرخ در معبد ارغوانی دلش به یادگار مانده است ...
tandis
حـالا اشکها هـم شـبـیـه تـو شـده انـد گـریـه کـه می کـنـم نـمی آیـنـد . . .
tandis
هنگامی که کسی آگاهانه تو را نمی فهمد خودت را برای توجیه خسته نکن . .
tandis
ما نه آنیم که در بازی تکراری این چرخ و فلک / هرکه از دیده ی مان رفت ز خاطر ببریم . . .
tandis
بیقرار تو ام و در دل تنگم گله هاست ، آه ! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست ...
tandis
سکوت با لهجه اشک, حرف دیگریست ...
tandis
چه سخت است یکرنگ ماندن در دنیایی که مردمش برای « پررنگ شدن » حاضرند هزار رنگ باشند..
tandis
به غروب این بیابان... بنشین غریب و تنها... بنگر وفای یاران... که رها کنند یاری...