√ تنها ²ⁿ♥
من به جرم باوفایی این چنین تنها شدم ، چون ندارم همدمی بازیچه ی دلها شدم .
√ تنها ²ⁿ♥
به گیسویت که از سویت به دیگر سو نتابم رخ گرَم صد بار چون گیسو به گردسر بگردانی.
√ تنها ²ⁿ♥
آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت عمر بی حاصل ما این همه افسانه نداشت.
√ تنها ²ⁿ♥
دختر کبریت فروش را یادت هست ؟ او کبریت را پشت به پشت روشن میکرد ، من اما سیگارم را … من و او هر دو دنبال خاطره هاییم … او از سردی هوا مرد اما من طولی نمیکشد … نگران نباش ؛ همه وجودم سردی هوای توست !
√ تنها ²ⁿ♥
میگن دوره اربابی تموم شده پس تو اهل کدوم تباری که ما هنوز غلامتیم !؟
√ تنها ²ⁿ♥
چه انرژی عظیمی می خواهد کنترل اولین قطره اشک برای نچکیدن !!!
√ تنها ²ⁿ♥
جدایی به روز آدم چیزی نمی آورد ؛ به شب آدم اما …
√ تنها ²ⁿ♥
خنده های زورکی ام را باور نکنید من بدون گریه میمیرم …
√ تنها ²ⁿ♥
تقصیر تو نیست؛ دیر رسیدم تنهایی سهم من شد.
√ تنها ²ⁿ♥
به دیدگاهی خودم چشم داشتی ندارم...چرا که حرفهایم را کمتر کسی حس میکند.
√ تنها ²ⁿ♥
من از یک شکست عاشقانه می آیم , بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند . شکست نه برای پنهان کردن است نه بهانه ی پنهان شدن . مهم نیست تمام سرزنش ها را می پذیرم به بهانه ی تولد حقایق غم انگیزی که درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند . یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخ ترین سوال فکر آشفته ی من است : چی کار کرد این دل سادم که از چشم تو افتادم ؟