√ تنها ²ⁿ♥
من به جرم باوفایی این چنین تنها شدم ، چون ندارم همدمی بازیچه ی دلها شدم .
√ تنها ²ⁿ♥
پدرم وقتی میخندی انعکاس لبخندت می افتد در آسمان ستاره ها را عروس میکنی صدایت نیز همان صدای پاک بهار است که به گوش می رسد سفر به حوالی تو چه حس خوبیست... ای خنده ی عشـــــق
√ تنها ²ⁿ♥
از سراپرده معشوق به دامان شقایق رفتم و عروج از ملکوت عظمت تا نفس عشق گذر کرد به مهتاب جنون…
√ تنها ²ⁿ♥
تقصیر تو نیست؛ دیر رسیدم تنهایی سهم من شد.
√ تنها ²ⁿ♥
جدایی به روز آدم چیزی نمی آورد ؛ به شب آدم اما …
√ تنها ²ⁿ♥
چه انرژی عظیمی می خواهد کنترل اولین قطره اشک برای نچکیدن !!!
√ تنها ²ⁿ♥
دختر کبریت فروش را یادت هست ؟ او کبریت را پشت به پشت روشن میکرد ، من اما سیگارم را … من و او هر دو دنبال خاطره هاییم … او از سردی هوا مرد اما من طولی نمیکشد … نگران نباش ؛ همه وجودم سردی هوای توست !
√ تنها ²ⁿ♥
می دونی چی بیشتر از همه آدم رو داغون می کنه؟! اینکه هر کاری که در توانت هست براش انجام بدی... آخرش برگرده بگه : مگه من ازت خواستم.....
√ تنها ²ⁿ♥
نشکنی، ای صنم! بی خدا می شوم.
√ تنها ²ⁿ♥
گناهی که پشیمانی بیاورد ٬ بهتر از عبادتی است که غرور بیاورد . .
√ تنها ²ⁿ♥
به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش ، اما بچه اش خجالت میکشه به دوستاش بگه این پدرمه.