♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
هنوز تا آمدنت خیلی مانده … وقت دارم لباس عوض کنم ، یک لیوان چای بنوشم و چند کتاب بخوانم و احتمالا یک عمر به تنهایی زندگی کنم
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
عمریه تنهاییامو توی آیینه میبینم پشت به عکسهای قشنگت رو به پنجره میشینم …
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
وقتی تنها باشی از تعطیل بودن هیچ روزی ذوق نمی کنی ! همیشه تو تعطیلات تنهایی آدم چندین برابر میشه …
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
تنهایی یعنی … همیشه سر به شیشه میگذارم و اشکهایم جاری میشوند بر سینه پنجره …
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
از درد تنهایی بمیر اما زاپاس عشق کسی نشو ؛ غرور تنهایی خیلی با ارزشتر از این حرفاست …
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
نبودنت را پا برهنه قدم میزنم ، با زمین هم کنار نمی آید تاول این انگشت ها … از اول هم می دانستم کفش تو تنگ است برای تنهایی بزرگ پاهایم !
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
فاصله یا تو چه فرقی می کند ؟ هر دو مرا یاد یک چیز می اندازد … تنهایی …
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
تنهایی یعنی سیر ترشی ات را بخور … بوسه ای در کار نیست !
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
تنهایی ، شاخه ی درختی ست پشت پنجره ام … گاهی لباسِ برگ میپوشد ، گاهی لباسِ برف … اما همیشه هست !
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
چرا میگویند “ها” علامت جمع است درحالی که وقتی آنرا با “تن” جمع میکنی … ؟ً!؟!؟!؟!
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
تنهایی یعنی … من برای من کمم … برای ما زیاد …
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
تنهایی یعنی وقتی پرستار گفت : همراه بیمار … ولی کسی نبود جواب بده !
آهسته گفتم : ببخشید کسی همراه من نیست …
من تنهـــــــــــام …