امشب بی دلیل به اندازه ی یک دنیا می خواهم که ببارم می خواهم که باز ورق بزنم روزهای انسان بودنت را بی رحم چه بودی و چه شدی...؟؟ امشب بی دلیل فریادهای بی صدایی در گلوی من خاموش می شود امشب بی دلیل باز یاد تو بودم بی انصاف بس است دیگر تصمیمت را بگیر که از یادم بری...
خدایا... بابت آن روز که سرت داد کشیدم متاسفمـــــــــ...!!! من عصبانی بودم برای انسانی که تو میگفتی ارزشــــَش را ندارد و مــــــــــن پا فشاری می کردم...
خدایا... بابت آن روز که سرت داد کشیدم متاسفمـــــــــ...!!! من عصبانی بودم برای انسانی که تو میگفتی ارزشــــَش را ندارد و مــــــــــن پا فشاری می کردم...
♥به من می گفت آنقدر دوستت دارم که اگر بگی بمیر میمیرم ...♥ ♥باورم نمی شود ♥ ♥فقط یک بار برای امتحان ساده به او گفتم بمیر♥ ♥سالهاست در تنهایی پژمردم ♥ ♥ای کاش امتحانش نمی کردم♥
چرا باور نمیکنی دوست داشتن هایم را ، باور نمیکنی احساس این دل دیوانه ام را هنوز شب نشده به فکر روشنایی فردا هستم ، میترسم که شب را دوباره با ترس و دلهره بگذرانم ، ترس از حرفهای تو ، ترس از بهانه های تو ، دلهره برای از دست دادن تو! آرامش را از من گرفته ای ، از آن لحظه که فهمیدی زندگی منی ، زندگی را نیز از من گرفته ای ، هر کس مرا میبیند میگوید چرا اینقدر آشفته ای ، عاشق هستم ولی چهره ام مثل یک مرد تنها و شکست خورده است ، در انتظار تو نشسته ام ، اما هر کس مرا میبیند میگوید این مرد چه غم سنگینی در دلش نشسته است!
چرا باور نمیکنی؟ هنوز بی وفایی نکرده ام که به من میگویی بی وفا! من قلبی دارم عاشق ، پاک و بی ریا! هنوز بی وفایی ندیده ای که به من میگویی لایق عشقت نیستم هنوز خیانت ندیده ای که میگویی یکرنگ نیستم چرا باور نمیکنی که عاشقت هستم ، چگونه بگویم که من تنها با تو هست اینها همه بهانه است ، حرفهایت خیلی بچه گانه است چشمهایت را باز کن و مرا ببین ، این بی قرارها و انتظار قلبم عاشقم را ببین ببین که چه امید و آرزوهایی دارم با تو ، در مرامم نیست بی وفایی و خیانت به تو! تویی که تنها در قلب منی ، مثل نفس در سینه منی ، چرا باور نمیکنی که تنها عشق منی ، چرا باور نمیکنی که تنها تو ، فقط تو در قلب منی !.....ادمه دارد