♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
از عشق گفتی عشقی که مقدمه دوست داشتن بود از غروب گفتی غروبی که با بودنت تمام می شد و از شب گفتی شبی که امتدادش تا نهایت گریه بود به تو گفته بودم همیشه باید دیواری بین من و تو باشد نمی دانم! چطور شد که ان دیوار شکست و بغض من و شانه هایت و امروز دلگیرتر از همیشه است تو را احساس می کنم و غروب برای کسی که عشق را می خواند دلگیر است و شب! برای کسی که خمار است و جرعه ای می در جام و سبوسش نیست
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
سلام به دوستان نمازوروزتون قبول باشه
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
بعضی وقت ها چیزی می نویسی فقط برای یک نفر، اما دلـــــــــــت میگیرد وقتی یادت می افتد که هرکســـــــــــی ممکن است بخواند جـــــــــــــــــز آن یـــــــــــــــک نــــــــــــــــــــفر....
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
بازم تنها شدم ای خدا نمیدونم چکار کنم ای خدا چراااااا چرا همش من؟؟؟ مگه من چه بدی بهت کردم؟؟؟؟؟؟ ولی دیگه خسته شدم از همه کس همه چیز از زندگی کردم تو این دنیای نامرد وادمای بی احساسش خسته شدم
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
دارم از تــو مینویسم... امــــا روحــت هم از نوشــــته هــایم خبــر نــدارد... ایــــرادی نــــدارد یــاد تــو.... به نوشتــــه هــایم رنــگ می دهــد... شــایــد دیگــری بخــــواند و آرام گیــــرد... ذهــــن پریشــــانش…
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
یادمان باشد حرفی نزنیم که به کسی بر بخورد نگاهی نکنیم که دل کسی بلرزد خطی ننویسیم که آزار دهد کسی را یادمان باشد که روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
شاد باش... نه يک روز بلکه هزاران سال ........ بگذار آوازه ي شاد بودنت چنان در شهر بپيچد که..... رو سياه شوند آنانکه بر سر غمگين کردن تو شرط بسته اند........
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
بارها همان جایی دستم را گرفتی که . می توانستی مچم را بگیری فردا را به امید آنکه... در آغوشم بگیری شروع می کنم...
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
میخوام از دستام بگم باز تا بدونی خیلی تنهاست کاش میدونستی که چشمات ماه کامل توی شبهاست ** کاش این تنهاییه من تمام شود
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
گاهی دلم میخواد, وقتی بغض میکنم, خدا از آسمان به زمین بیاد, اشک هامو پاک کنه, دستم را بگیره و بگه: اینجا آدما اذیتت میکنن؟!!! بــیـــا بــــــریــــــــم
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
چه زیبا گفتم دوستت دارم چه صادقانه پذیرفتی چه فریبنده آغوشم برایت باز شد چه ابلهانه با تو خوش بودم
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
منتظر نباش كه شبي بشنوي از اين دلبستگي هاي ساده ، دل بريده ام… كه عزيز باراني ام را در جاده اي جا گذاشتم… يا در آسمان ، به ستاره ي ديگري سلام كردم… توقعي از تو ندارم... اگر دوست نداري در همان دامنه ي دور دريا بمان هر جور تو راحتي... باران زده ي من... همين سوسوي تو از آن سوي پرده ي دوري براي روشن كردن اتاق تنهاييم كافيست... من كه اين جا كاري نمي كنم ... فقط گهگاه گمان دوست داشتنت را در دفترم حك مي كنم ... همين... اين كار هم كه نور نمي خواهد … مي دانم كه به حرفهايم مي خندي… حالا هنوز هم وقتي به تو فكر مي كنم باران مي آيد... صداي باران را مي شنوي ...؟
♥♥♥ღh@diღ♥♥♥
منتظر نباش كه شبي بشنوي از اين دلبستگي هاي ساده ، دل بريده ام… كه عزيز باراني ام را در جاده اي جا گذاشتم… يا در آسمان ، به ستاره ي ديگري سلام كردم… توقعي از تو ندارم... اگر دوست نداري در همان دامنه ي دور دريا بمان هر جور تو راحتي... باران زده ي من... همين سوسوي تو از آن سوي پرده ي دوري براي روشن كردن اتاق تنهاييم كافيست... من كه اين جا كاري نمي كنم ... فقط گهگاه گمان دوست داشتنت را در دفترم حك مي كنم ... همين... اين كار هم كه نور نمي خواهد … مي دانم كه به حرفهايم مي خندي… حالا هنوز هم وقتي به تو فكر مي كنم باران مي آيد... صداي باران را مي شنوي ...؟
برای کسی که احساس می کند
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 8 ساعت و 21 دقيقه قبلتمام شدنی نیست