sahar
کلاغها گرچه سیاهند و آوازشان خوش نیست اما آنقدر باوفا هستند که شاخه های خشک درختان را در سرد زمستان تنها نمی گذارند،انسان ازکلاغ سیاه کمتره!!
sahar
جا مانده است ... چیزی.....جایی.... که هیچگاه دیگر...... هیچ چیز.... جایش را پر نخواهد کرد... حسین پناهی
sahar
بی شک جهان را به عشق کسی افریده اند! چون من.... که افریده ام از عشق... جهانی برای تو.... "حسین پناهی"
sahar
وقتی پروانه در تاری بیفتد که عنکبوتش سیر باشد تازه قصه آغاز شده .دیگر نه میتواند پرواز کند نه بمیرد.این است قصه عشق.
sahar
فراموش می شوم و تو مثل سیب های باغ تنهایی زمانی.... زمانی مرا به یاد خواهی آورد که دستی غریبه برای چیدنم بلند شده باشد....
sahar
دریا خودش را با موج تعریف میکند جنگل خودش را با درخت آسمان خودش را با ستاره و من خودم را با تو تعریف میکنم.