sahar
ای فلک بر من عجب نقش غریبی ساختی /در مراد خویش بودم , نا مرادم سا ختی
sahar
دلم گرفته دلم عجیب گرفته و هیچ چیز نه این دقایق خوشبو که روی شاخه نارنج میشود خاموش نه این صداقت حرفی که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست نه... هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمیرهاند و فکر کنم که این ترنم موزون تا به ابد شنیده خواهد شد.
sahar
ای شب از رویای تو رنگین شده //سینه از عطر توام سنگین شده.
sahar
حرفهاي ما هنوز ناتمام... تا نگاه مي کني: وقت رفتن است بازهم همان حکايت هميشگي ! لحظه ي عظيمت تو ناگزير مي شود آي... ناگهان چقدر زود دير مي شود!
sahar
بایــد کـشیـش باشــنـد چشمهـایـت ! که مـن هـــر صـبـح .. پــشتِ پلکهــایــت .. به تمام دوسـت داشـتن تــو ، اعــتـراف می کـنـم !
sahar
من خدا را دارم... کوله بارم بر دوش، سفری بی همراه، گم شدن تا ته تنهایی محض.. ، ساز دل با من گفت : هرکجا لرزیدی، از سفر ترسیدی، تو بگو از ته دل، من خدا را دارم.
sahar
دوست داشتن از عشق برتراست و من هرگز خود را تاسطح بلندترین قله های عشقهای بلند پایین نخواهم اورد.
sahar
تنهایی را بلندترین شاخه درخت خوب میفهمد!
انگار هر چه بزرگترمیشویم تنهاترمیشویم ;
براستی خدا از بزرگی تنهاست
یا از تنهایى بزرگ؟!
sahar
دلم برای خودم تنگ می شود /آری همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم/ نشد جواب بگیرم سلام هایم را/ هر آنچه شیفته تر از پی شدن بودم
sahar
چه تلخ است،علاقه ای که عادت شود، عادتی که باور شود، باوری که خاطره شود و خاطره ای که درد شود...
sahar
در زندگی زخم هایی است که مثل خوره روح ادم را می خورد.در انزوا.در تاریکی.در تنهایی... "بوف کور"
sahar
چراغی در دست.چراغی در دلم.زنگار روحم را صیقل می دهم.اینه ای برابر اینه ات می گزارم.تا از تو... ابدیتی بسازم... "شاملو"