ح ح ح ح
خدا یعنی میشه ی روز جوتب تمام سوالامو بدی...؟یعنی میشه بگی چرا رفت...؟من هنوز حیرونم...
ح ح ح ح
«يک با يک برابر است...» از ميانِ جمع شاگردان يکي بر خاست، همشه يک نفر بايد بپاخيزد؛ به آرامي سخن سر داد: تساوي اشتباهي فاحش و محض است! نگاه بچه ها ناگه به يک سو خيره گشت و معلم مات بر جا ماند. و او پرسيد: اگر يک فرد انسان، واحد يک بود آيا يک با يک برابر بود؟ سکوت مدهشي بود و سوالي سخت معلم خشمگين فرياد زد: آري برابر بود... و او با پوزخندي گفت: اگر يک فرد انسان واحد يک بود، آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود، آنکه قلبي پاک و دستي فاقد زر داشت پايين بود؟ اگر يک فرد انسان واحد يک بود، آنکه صورت نقرهگون، چون قرص مه ميداشت بالا بود؟ و آن سيهچرده که ميناليد پايين بود؟ اگر يک فرد انسان واحد يک بود، اين تساوي زير و رو ميشد. حال ميپرسم: يک اگر با يک برابر بود نان و مال مفتخواران از کجا آماده ميگرديد؟ يا چه کس ديوار چينها را بنا مي کرد؟ يک اگر با يک برابر بود، پس که پشتش زير بار فقر خم مي گشت؟ يا که زير ضربه شلاق له ميگشت؟ يک اگر با يک برابر بود، پس چه کس آزادگان را در قفس ميکرد؟ معلم نالهآسا گفت: بچهها در جزوههاي خويش بنويسيد: «يک با يک برابر نيست..
ح ح ح ح
ایکاش ... ایکاش میشد... هی ولش کن انقد با این ( ایکاش ها ) به خودم امید دادم که هنوز فکر میکنم برمیگرده...
ح ح ح ح
بچه ها تا حا حالا شده ...
ح ح ح ح
خدایا انقد دلم گرفته که دو دقیقه به گریه ام ولی حیف کسی پیشم نشسته و نمیتونم خودمو خالی کنمو بهت بگم چقدر ناجوانمردانه ولم کرد.
ح ح ح ح
سلام >< ولم کرد رفت کسی که دوستش داشتم
ح ح ح ح
چرا هیچکسی تو گروه سهراب سپهری فعالیت نمیکنههههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ح ح ح ح
دقت کردی اگه یه اقا بره حمام زنانه زنها انو می کشن ،ولی اگه یه زن بره حموم مردونه ، مردها همدیگرو می کشن
ح ح ح ح
دقت کردین هر وقت کم میارین یه جا دیگه رو نگا میکنین؟؟
دقت کردین ....
ح ح ح ح
اگه سهراب سپری نبود کی میگفت آب راگل نکنی؟کی میگفت دل خوش سیری چند؟کی میگفت به سراغ من اگر میایید نر و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من.....
ح ح ح ح
اگه ی روز نباشم بچه ای دنبالری میخوان چکار کنن بدون من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ح ح ح ح
خر کردن چیست ؟
ایجاد اعتماد به نفس کاذب در فرد ، برای انجام کاری احمقانه !
ح ح ح ح
پوپكم ! پوپك شیرین سخنم ! این همه فارغ از این شاخه به آن شاخه مپر، این همه قصه شوم از كس و ناكس مشنو ، غافل از دام هوس… این همه در بر هر ناكس و هر كس منشین . پوپكم پوپك شیرین سخنم ! تویی آن شبنم لغزنده گلبرگ امید… من از آن دارم بیم… كاین لجن زار تو را پوپكم آلوده كند… اندرین دشت مخوف… كه تو آزادی اش ای پوپك من می خوانی زیر هر بوته ی گل… لب هر جویه ی آب… پشت آن كهنه فسونگر دیوار… كه كمین كرده تو را زیر درختان كهن… پوپكم! دامی هست… گرگ خونخواره ی بدكاره ی بدنامی هست. سال ها پیش دل من كه به عشق ایمان داشت… تا كه آن نغمه جان بخش تو از دور شنید… اندر این مزرع آفت زده شوم حیات… شاخ امیدی كاشت. چشم بر راه تو بودم كه تو كی می آیی. بر سر شاخه ی سر سبز امید دل من… كه تو كی می خوانی. پوپكم یادت هست ؟ در دل آن شب افسانه ی مهتابی… كه بر آن شاخه پریدی… لحظه ای چند نشستی… نغمه ای چند سرودی… گفتم این دشت سیه خوابگه غولان است… همه رنگ است و ریا… همه افسون و فریب . صید هم چون تویی ای پوپك خوش پروازم… مرغ خوشخوان و خوش آوازم… به خدا آسان است.
ح ح ح ح
بچه ها الان ی شعر از دکتر علی شریعتی میزارم جون من نظرتونو در موردش بگید خواهششششششششششششششششششششششششششششششش