Rayhane
تـــــــو را به جـــــــــان مـــــــــادرتــــ آقا؛ ظهــــــور کن ...
Rayhane
پدر صورت پسر را بوسید : تا کی میخوای بری جبهه؟ پسر خندید : قول میدم این دفعه آخرم باشه ! پدر : قول دادی ها ! و پسر سر قولش" جان " داد ...
Rayhane
جــــــانِ من کجایی کجایی که بی تـــــــو دلشکسته ام؛ ســـــر به زانویِ غــــم نهاده ام به گوشه ای نشسته ام
Rayhane
سکوت از نداشتن نیست، از بزرگواریست..... برای همین هیچ وقت صدای خدا را نمی شنوی!!
Rayhane
روی پـــــرده کعــبه این آیه حک شده اســت : نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــيمُ و مـــن . . . هنــــوز و تا همیشــه به همین یک آیــه دلخــوشــــم " بندگانم را آگاه کن که من بخشنده ی مهــــربانم !
Rayhane
توسط موبایل
همیشه لحظه ی آخر خدا نزدیکتر میشه ...
Rayhane
توسط موبایل
نمازمو ک خوندم،چشمم ب آسمون بود; ی ستاره بهم چشمک زد !! خیلی واضح بود،کلی ذوق کردم ...
اللهم عجل لولیک الفرج
14 سال و 5 ماه و 14 روز و 12 ساعت و 37 دقيقه قبل توسط موبایل