Rayhane
تـــــــو را به جـــــــــان مـــــــــادرتــــ آقا؛ ظهــــــور کن ...
Rayhane
مثل ی نسیم خنک پر از آرامشی ...
Rayhane
شهاب باران میشود دلم، وقتی ب تو فکر میکنم ...
Rayhane
الهی ... گاهی، نگاهی ... !
بازی با کلمات و دِل واژه ...
من به آمار زمین مشکوکم، اگر این سطح پُر از آدمهاست، پس چرا این همه دلها تنهاست ...
Rayhane
پدر صورت پسر را بوسید : تا کی میخوای بری جبهه؟ پسر خندید : قول میدم این دفعه آخرم باشه ! پدر : قول دادی ها ! و پسر سر قولش" جان " داد ...
Rayhane
جــــــانِ من کجایی کجایی که بی تـــــــو دلشکسته ام؛ ســـــر به زانویِ غــــم نهاده ام به گوشه ای نشسته ام
اللهم عجل لولیک الفرج
14 سال و 5 ماه و 16 روز و 14 ساعت و 43 دقيقه قبل توسط موبایل