بی فایدس: ) گفتنی ها رو گفتم...اما اون... اا اون نمیخواد ...دوس ندارم یه چیزی رو زور به کسی تحمیل کنم.../شاید اون اینجوری رو دوس داره.منم راحتیه اونو دوس دارم....
تو خدافظی کردی و من هنوز؛گوشیمو کنار گوشم نگه میدارم نمیدانم چرا؟! شاید منتظر معجزم...آری...معجزه شایدمعجزه شودو تو دوباره مرا بخوانی... وباز صدای دلنشینت مراببرد به اوج خیال... ومن دوباره از تو جانی دوباره بگیرم شاید دوباره معجزه شود و تو بامن مهربان شوی... شاید دوباره معجزه شود.. شاید....... میدانم معجزه هم برای من و تو کاری نمیتواند ولی بازهم ساده و در یک کلام منتظرم....منتظر....
@^`~اقاقیا( پاییز) ~`^ ...بعد از مدت ها دیدمش!! دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییرکردن... خودمو کنترل کردم وفقط لبخندی زدم.... تو دلم گریه کردمو دم گوشش گفتم:بی معرفت! دستای من تغییر نکرده... دستات به دستای اون عادت کرده...