دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

javad
مرد - مجرد
امتیاز: 1004

دنبال‌شدگان

(117 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(96 کاربر)

گروه‌ها

(12 گروه)

بازدید

javad
javad

عزیزم می دانی؟ خواستنت نه…!!! خواستنت با تمام وجود ان هم وقتی دوری که سایه ات هم از این حوالی نمیگذرد چه دردی دارد؟ عزیزم نخند به خدا تمام لحظه هایم درد دارد تو که نمی دانی تنها قدم زدن میان دو نفره ها در پارک ان هم وقتی دل اسمان برایت گرفته است چه دردی دارد عزیزم نخند تمام لحظه هایم درد دارد کاش می دانستی ارزوی خوشبختی برای دختر و پسری عاشق که در تاکسی کنارم می نشینند دست در دست هم وقتی با حسرت نگاهشان کنی چه دردی دارد عزیزم نخند تمام لحظه هایم درد دارد اگر می دانستی بودنت در تمام سلول های خاطراتم ان هم وقتی که در هیچ کدامشان حضور نداشته ای چه دردی دارد از این نبودنت خجالت می کشیدی عزیزم نخند تمام لحظه هایم درد دارد

javad
javad

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﯾﻬﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭ ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﻢ : “ﺩﺍﻣﺎﺩ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﻧﺘﺮﻩ ، ﻋﺮﻭﺱ ﺍﺯﻭﻥ ﺑﺪﺗﺮﻩ”

javad
javad

دلم میخواهد تمامِ حسِ نابم را برایت بنویسم! میدانی، گاهی دلم میخواهد از شدت این دوست داشتن بمیرم… میخواهم داستانی از علاقه ام به تو را بنویسم یکی بود ، یکی … بیخیال …!!! خلاصه اش میشود دوستت دارم … احساس مرا اندازه نگیر … تو را بی اندازه دوست دارم …

javad
javad

یارو وسط دانشگاه دستش تو دماغشه ۱ساعت بهش زل زدم بلکه خجالت بکشه برگشته به من میگه آقا مزاحم نشو کار دارم

javad
javad

فرق زیادی بین ما نیست تو از درد میگویی و مــن خود دردم

javad
javad

معروف است که یک بار اینشتین در امریکا با قطار در حال مسافرت بوده که مامور قطار برای دیدن بلیط سر می رسد اما اینشتین هر چه که می گردد بلیط را پیدا نمی کند. مامور که این وضع را می بیند از کوپه او دور می شود در حالی که می گوید "حضرت استاد ، کیست که شما را نشناسد و یا شک کند شما بلیط نگرفته اید. نیازی به نشان دادن بلیط نیست". اینشتین سری به نشانه تشکر تکان می دهد. مامور بعد از تمام کردن کوپه های دیگر این واگن ، نگاهی به عقب می اندازد اما متوجه می شود اینشتین همچنان در حال گشتن است. برمی گردد و می گوید : "پروفسور اینشتین ، گفتم که شما را می شناسم و نیازی به بلیط نیست ، چرا بازهم نگرانید؟" اینشتین جواب می دهد : "اینهائی که گفتی خودم هم می دانم ، دنبال بلیط هستم ببینم به کجا دارم می روم"****

javad
javad

پشت این بغض، ‌بیدی نشسته، که خیال میکرد با این بادها نمیلرزه . . .

javad
javad

بی تو مدتـهاستــ کــه کــوچــانــــده ام بـُــغـضـــ هــای بـی آشـیــــانــه را بـــه لـــبخـَــنـدهــــای نــــاشـیـــــانــه..!

javad
javad

شمعی روشن کردم حوالی ِ همیــــن روزها، که زودتـــــر بیایــــی، میگـــــویند؛ دعـــــایٍ دیوانــــگان هم، مستــــجاب میشود…

javad
1376127904133400_large.jpg javad

دیر

javad
javad

تلخترین قسمت زندگی اونجایی هست که با خودمون میگیم چی فکر میکردیم چی شد...

javad
javad

دقت کردین اگه انگشتت با تبر قطع شه، دردش کمتره تا اینکه با کاغذ بریده بشه؟؟ اگه مطمئن نیستی امتحان کن !

javad
javad

یک روز دست‌هایم را باز می کنم و می روی و طبیعی‌ست، که هرچه دورتر شوی کوچکتر شوی کوچکتر کوچکتر آنقدر که در آغوش هرکسی جا شوی.

javad
javad

هربار به تو فکر می‌کنم یکی از دکمه‌هایم شل می‌شود انقراض آغوشم یک نسل به تأخیر می‌افتد و چیزی به نبضم اضافه می‌شود که در شعرهایم نمی‌گنجد کا[!]ت تورا به نام بخوانم تا ببینی لکنت، عاشقانه‌ترینِ لهجه‌هاست و چگونه لرزش لب‌های من دنیا را به حاشیه می‌بَرد دوستت دارم با تمام واژه‌هایی که در گلویم گیر کرده‌اند و تمام هجاهای غمگینی که به خاطر تو شعر می‌شود دوستت دارم با صدای بلند دوستت دارم با صدای آهسته دوستت دارم و خواستن تو جنینی‌ست در من که نه سقط می‌شود نه به دنیا می‌آید. از مجموهربار به تو فکر می‌کنم یکی از دکمه‌هایم شل می‌شود انقراض آغوشم یک نسل به تأخیر می‌افتد و چیزی به نبضم اضافه می‌شود که در شعرهایم نمی‌گنجد کا[!]ت تورا به نام بخوانم تا ببینی لکنت، عاشقانه‌ترینِ لهجه‌هاست و چگونه لرزش لب‌های من دنیا را به حاشیه می‌بَرد دوستت دارم با تمام واژه‌هایی که در گلویم گیر کرده‌اند و تمام هجاهای غمگینی که به خاطر تو شعر می‌شود دوستت دارم با صدای بلند دوستت دارم با صدای آهسته دوستت دارم و خواستن تو جنینی‌ست در من که نه سقط می‌شود نه به دنیا می‌آی

javad
javad

خدایا در انجماد نگاه های سرد این مردم ، دلم برای جهنمت تنگ شده است !