javad
در زندگی به هیچ کس اعتماد نکن آیینه با تمام یک رنگیش دست چپ و راست را به تو اشتباه نشان می دهد...
javad
در خواب مــن ، دست ديگري را نگيـــــر !! حرمـت نگه دار لعنتــــــــي ..
javad
این روزهـا .. همه ادعا دارن طعم خیانت را چشیده انـد .. همه ادعا دارن که بـدی را به چشم دیده انـد .. همه ادعا دارن که تنــهایی را کشیده انـد .. پـس کیـست کـه ایـن دنیـا را به گنــــد کشیده است..
javad
آنگاه که غرور کسي را له مي کني، آنگاه که کاخ آرزوهاي کسي را ويران مي کني، آنگاه که شمع اميد کسي را خاموش مي کني، آنگاه که بنده اي را ناديده مي انگاري ، آنگاه که حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي، آنگاه که خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري مي خواهم بدانم، دستانت رابسوي کدام آسمان دراز مي کني تابراي خوشبختي خودت دعا کني؟
javad
این بار تو بگو دوستت دارم! نترس آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید...
javad
آنهايي كه هميشه بودند، هرگز نبودند او كه هرگز نبود، هميشه بود هميشه و در تمام لحظهها به او كه تمام دقايق عمرم را عطرآگين كرد آنچنان كه بعد از ساليان دراز هنوز از شميم خوش آن لحظهها سرشارم و رد پايش هنوز در خوابهاي هر شب من…
javad
ﻣﻦ ﭼﯿﺰ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺩﻡ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻨﺖ ! ﮐﻤﯽ ﺩﻟﻢ ﺷﮑﺴﺖ ، ﺷﺐ ﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ . ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﺵ قرص های اعصاب ﻫﺮﺷﺒﻢ ﺷﺪ. ﯾﮑﻢ ، ﺍﺯ ﺁﺭﺍﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮔﺮﻓﺘﻢ. ﭼﯿﺰ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ ! ﺗﻮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﺎﺧﺘﯽ ! ﺗﻮ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﺮﯾﻦ ﻗﻠﺐ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﺧﺘﯽ ! ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﻣﻦ ، ﻋﺎﺷﻘﺖ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ . . . ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ
javad
گاهـ ـی حجـ ـم ِ دلــــتنـگی هایـ ـم آن قــَ ـــ ـدر زیـاد میشود که دنیــــا با تمام ِ وسعتش برایـَم تنگ میشود … … دلتنــگـم… دلتنـــــگ کسی کـــــه گردش روزگــــارش به من که رسیــــد از حرکـت ایستـاد… دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را ندید… دلتنگ ِ خود َم… خودی که مدتهــــ ــــ ــاست گم کـر د ه ام … گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا می رفتیم حالا یک بار از شهر می رویم یک بار از دیار … یک بار از یاد … یک بار از دل … و یک بار از دست
javad
گاهی انقد تو کارام «دس دس» میکنم که . . . . . یهو اطرافیانم پا میشن شروع میکنند رقصیدن...
javad
دلـــــــم مـــــی خــــــواهـــــــد زنــــــدگــــی ام را موقـــتــــــــ بــدهـــــــم دســــتـــــ یــــک آدم دیــــگــر بـگــــــــویــــم تــــو بــــازی کـــــن تــا مـــن برگـــردم نــســــوزیـــهـا..؟!
javad
دروغ بگو ؛ تا باورت کنند....!!
آب زير کاه باش ؛ تا بهت اعتماد کنند....!!
بي غيرت باش ؛ تا آزادي حس کنند ....!!
خيانت هايشان را نبين ؛ تا آرام باشند ....!!
کذب بگو ؛ تا عاشقت شوند..................!!
هرچه نداري بگو دارم , هر چي داري بگو بهترينش را دارم ....!!
اگر ساده اي ؛
اگر راست گويي ؛
اگر باوفايي ....
اگر با غيرتي ! ا
اگر يک رنگي ....
هميشه تنهايي
همیشه تنـــها ...
javad
هر وقت یکی یه جوک خیلی بیمزه براتون تعریف کرد الکی بلند بلند بخندین وگرنه فکر میکنه متوجه نشدین جوکشو تکرار میکنه و بیشتر حالتونو بهم میزنه !
javad
نمیخواهم برگردی این را به همه گفته ام! حتی به تو… به خودم…! اما نمیدانم چرا هنوز برای آمدنت فال میگیرم…؟
javad
به او بگویید دوستش دارم، به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من درآن غرق شده، به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد، و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد
javad
خدایا… کاش اعتراف کنی … جهنمی در کار نیست… برای ما همین روزهای برزخی زمینی کا[!]ت.