javad
دوستت دارم: هدیه ایست که هرقلبی، فهم گرفتنش را ندارد، قیمتی دارد که هرکسی، توان پرداختنش را ندارد، جمله ی کوتاهیست که هرکسی، لیاقت شنیدنش را ندارد، بی شک تو همیشه لایق این هدیه کوچک من هستیL♥VE YѼU
javad
دارم میرم کارواش بابام میگه جایی میری ؟ میگم آره میرم کارواش میگه پس ماشین منم ببر یه آبی بهش بزن !!! بگیرمش این یکی دستم یا بزارم تو کیفم ؟! بابائه ما داریم ؟
javad
با حرف هایم پَسَت میزنم با تمام وجود به خود میخوانمت نخند دیوانگی هم عالمی دارد...
javad
کاری که برای انجام ندارم می نشینم و به فکر فرو میروم انگار تو هم کار و زندگی نداری برای لحظه ای نمیروی که دلم خوش باشد دمی به فکرت نبوده ام ..
javad
تـو چـه مـیفـهـمـی از روزگـارم .... از دلـتـنـگـی ام ... گـاهـی بـه خـدا الـتـمـاس مـیـکـنـم ... خـوابـت را بـبـیـنـم ... مـیـفـهـمـی ؟!! فـــــقــــــط خـــوابــــــت را !
javad
بـبـیـن رفـیـق: وقـتـی مـخـاطـب خـاصـت جـواب تـلـفـنـتـو نـمی ده لـزومـا در حـال خـيـانـت نـيـسـت،شـايـد گـوشـی شـو جـا گـذاشـتـه يـا نـشـنـيـده...!!! ايـنـی کـه سـوار تـاکـسـی شـده و مـی گـه مـن کـرايـه نـدارم بـدم لـزومـا گـدا نـیـسـت، شـايـد کـيـفـشـو گـم کـرده کـمـکـش کـن.... وقـتـی پـولـت گـم مـی شـه اونــی کـه مـیـاد خـونـه تـونـو تـمـيـز مـی کـنـه لـزومـا دزده نـيـسـت، شـايـد يـه جـا گـذاشـتـی کـه يـادت رفـتـه...!!! ایـنـی کـه زخـم رو صـورت و بـازوشـه لـزومـا لات و خـلافـکـار نـيـسـت شـايـد تـوی تـصـادف ايـن طـوری شـده....!!! ايـنـی کـه داره زيـرلـب بـدو بـيـراه يـا فـريـادشـو قـضـاوت مـی کـنـی، لـزومـا بـی فـرهـنـگ نـيـسـت، شـايـد روز سـخـتـی داشـتـه...!!! بـيـايـن از امـروز زود قـضـاوت نـکـنـيـم، خـود مـا هـم روزای سـخـت داشـتـيـم ...
javad
کم باش از کم بودنت نترس اونی که از کم بودنت ولت می کن با زیاد بودنت حیفو میلت می کنه
javad
گاهی وقتا ... وقتـــــی به عقب بر میگردی ؛ متوجه میشی که جــــــای بعضیا ، الان که تو زندگیت خالــــــی نیست هیـــــچ … اون موقعشم زیـــــــــــادی بوده!!!
javad
هاے همیشگے ترینم! تمام فعل هاے ماضے ام را ببر.. چہ در گذر باشے چہ نباشے براے من استمــــــــــــــــــــــــــــــــــــرارے خواهے بود.. من هر لحظه تو را صرف مے کنم!
javad
وقتـﮯ مرا بغل مـﮯکنـﮯ چنان جاذبهﮮ آغوشت به جاذبهﮮ زمین غلبـه مـﮯکنـد کـه روحـم بـه پـرواز درمــﮯآیـد
javad
آغوش بعضی هــا … علم را زیـر سوال می برد ! آنقدر آرامت می کند … که هیـچ مُسکنی … جــایش را نمی گیرد
javad
تفاوتی ندارد خواب باشم یا بیدار ؛ زیباترین تصویر پیش چشمانم همیشه “تویی”
javad
خسته از لحظات باقی مونده… خسته از خاطرات جا مونده… خسته از ضربان این قلب خسته… خسته از بیقراری های این دل شکسته… خسته ازتکرار این بغض شبونه… خسته ازاین زمین و زمان… خسته ام از این تن و جان… خسته از یک عمر یکرنگی… خسته از تکرار دلتنگی… خسته از اینجا و هرجا… خسته از بودن بیجا… خسته از این زندگی… خسته از این همه بازندگی… خسته از دل بستگی… خسته از این همه وابستگی… خسته از افسردگی… خسته ام از این همه دل خستگی…
javad
خدا تنها معشوقی است که عاشقانی دارد که هیچ یک از بودن دیگری ناراضی نیست و هیچگاه یکی از آنها معشوقش را تنها برای خود نمی خواهد...