مُشتبااا ..
لعنت...!!! به هر صراط مستقیمی...!!!! که عرضه ندارد...!!! مرا...!!! به تو...!!! برساند...!!!
آزاده ایــرانی
کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دار م سادگیهاتو دوست دارم خستگیهاتو دوست دارم چادر نمازت زیر لب خدا خداتو دوست دارم مهربونیتو دوست دارم لالائیهاتو دوست دارم کاشکی رو طاقچهء دلت آئینه و شمعدون میشدم یا که توی دشت چشات یه قطره بارون میشدم میخوام برات یه آسمون نرگس و سنبل ببارم یا که قد یه دشت ناز برات لالائی بخونم م.مثل مـــــــــــــــــادر
هذيان با آيينه
ما را از کودکی به جدایی ها عادت داده اند، همان جایی که روی تخته سیاهمان نوشتند: خوب ها / بدها
Glee
بچه هاي باحال دنبالر انگاري نيستن...يه چنتايي اينجان كه اينقد تند تند كپي پيست مي كنن وقت نمي كنن جواب سلام بدن!
آلکاپون قرن!
اعتراف میکنم تا به الان خدا رو نشناختم و دلیلش هم اینه که جوابی برای دعاهام نگرفتم، حالا که با چشم نمیشه دیدش دست کم باید محبتش رو نشونم بده وگرنه رو چه حسابی بهش ایمان مطلق پیدا کنم آخه؟!! نه میبینمش نه باهام حرف میزنه نه کاری واسم میکنه پس چی؟؟؟؟!!!!!!!!!!
حسین جان سر افکنده ام چون حر،مرا بپذیر و بر گناه فراوانم خرده مگیر،ای شاه قلوب که نامت نقش دلهاست،آنچه در دل سیاه من نور امید می تاباند و افسردگیم را به مشتاقی تبدیل می کند،قصه تو با غلام سیه روی است،آیا می شود؟ ،حسین جان تویی آن باب الهی که هیچ گاه بر بنده گنه کار بسته نیست و آن روی رحمت که هیچ گاه چشمه عنایتش دور از جان و دلهای خسته نیست.
12 سال و 10 ماه و 19 روز و 5 ساعت و 21 دقيقه قبلحسین جان،چرا حلاوت نامت را پیوسته نچشم که مرا توشه ای جز یاد تو نیست،کشتی نجات و دستگیری محرمت دوباره به راه افتاده و ما در راه افتادگان در حسرت فراز عرشه حسینی شدن نگاه امید به عنایت تو داریم و پیوسته سلام پر طمع به پیشگاه تو و بزرگ یاران تو عرضه می داریم،باشد که علیک تو برکت جانمان شود؛اما رشته های نجات افکنده از سفینه تو اصحاب باوفای تواند،
سلام بر مسلم تنهای کوچه های بی وفای کوفه،سلام بر حبیب پیر رکاب اباعبدالله،سلام بر قاسم بن الحسن همان شیرین کام از حلاوت حسینی شدن،سلام بر فداییانی که بودند و ماندند و پیام وفاداری در رکاب ولی را به مدعیان ولایتمداری رساندند،
حسین جان سلام بر اسماعیل اربا اربا شده تو که سیراب از پیمانه محمدی بود و اباالفضل،اباالفضل،اباالفضل که مناجاتی جدا بایدم با اباالفضل بر منی که کامم آشنا با مشت مشت آبهای غفلت و دنیا زدگی است که از سر بی وفایی به اربابم به کام رسانده ام و هیچ گاه او و خانواده کریمش را به مشک لبیکی وفادارانه مهمان نکرده ام؛کاش در کربلای آخرالزمانی روزهای زندگیم چنان دستگیریم نمایی که لحظه آخر،لبخند رضوان را بر لبان بهشتی ات تماشا کنم.
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.