vahid
عشق با جمله : “تو با بقیه فرق داری ” شروع میشه و به جمله ” تو هم مثل بقیه ای” ختم میشه
vahid
اين امتحان زندگي بزرگترين عيبش اينه که : اگر چيزي ام بلد نباشي تا آخرجلسه بايد بشيني ....
vahid
زمان مکالمات تلفنی پسر به پسر = ۰۰:۰۰:۵۹ مادر به پسر = ۰۰:۱۰:۳۰ پدر به پسر = ۰۰:۰۲:۳۶ پسر به دختر = ۰۱:۱۵:۰۱ دختر به دختر = ۰۰:۲۹:۵۹ دختر به پسر = ۰۰:۰۰:۰۵
vahid
کلاغه روی درخت نشسته بود که روباهه بی اعتنا میاد ردمیشه میره؛ کلاغه به روباهه میگه:هوی...پیشتله...پنیرها!پنیرلیقوان تبریز!نمی خوای سرم گول بمالی پنیرو بگیری؟؟ روباهه میگه:برو دیوانه آخه کی دیده روباه پنیر بخوره؛عمریه ملت سرکارن!
vahid
دختره تو وبلاگش نوشته : “مرد موجودیست تنوع طلب که با داشتن زنی زیبا به میمون هم چشمک میزند.!!!” یکی تو کامنتش 1 چشمک گذاشته بود و نوشته بود: “فعلا داشته باش تا بعد
vahid
رفتم پیش دکتر روانشناس میگه به مشکلات بخند! منم تصمیم گرفتم حرف دکترم رو گوش کنم! ببینین: مرغ کیلوئی شش هزار تومن! (هههههههههه) نان ۱۵۰ تومن! ( هههههه!) برنج کیسه ای سی هزار تومن! ( ای خدا مردم از خنده ههههههه!) روغن دولیتری ده هزار تومن( ههههه آی دلم !) قند کیلویی دوهزار و پونصد! (به من چه آخه من که چایی خور نیستم هههههه!) کره و پنیر و شیر و ماستو.....( ای خدا اینا هم هههههه!) منو این همه خوشبختی محاله محاله محاله!!
vahid
یه روز امتحان رانندگی داشتم یه سرهنگ خیلی خشک باهام بعد کلی این ور و اون ور بهم گفت: ماشینو نگه دار برو عقب منم ماشینو نگه داشتم در ماشینو وا کردم رفتم صندلی عقب نشستم.....
vahid
عشق یعنی زیر باران ترشدن*زن گرفتن بی نهایت خرشدن*زندگی بی زن نباشد جز خوشی*زن گرفتی باش فکر خودکشی*زن گر فتن هس فمان خدا*ورنه مرد و این خریت ها کجا*زن گرفتی تا شود قربان تو*غافل ازانکه گیرد جان تو(انجمن مردان خون به جیگر)
vahid
بچه که بودم مامانم می گفت: تو خیابون پفک و چیپس و اینا نخور شاید یه بچه ای ببینه دلش بخواد... یکی نیس همین مطلبو به این دختر پسرایی که سفت همدیگرو بغل می کنن و راه می رن انتقال بده!!!
vahid
خیلی دوست دارم بدونم این خارجیا چی مطلب میزارن بدبختا!!! تو مملکتشون نه دکتر شریعتی دارن، نه جنتی دارن نه کوروش کبیر دارن، نه اختلاس دارن، نه دریاچه ارومیه دارن خشک بشه، نه انقلاب کردن که ...، نه سهمیه بنزین دارن، نه گلشیفته دارن، نه اصغر فرهادی دارن که بهشون حال بده، نه شاهین نجفی دارن که... نه خلیج همیشگی فارس دارن هی دودور دودور کنن نه بندر همیشه عباس نه ترک و لٔر و رشتی، سرش هی گوشزد کنن نه ارتحالی ، نه ولادتی نه فرنودی ، نه شوشولی، نه گشت ارشادی خلاصه خیلی بیچارن بدبختا!
vahid
یکی از دوستان تعریف میکرد:یکی از اساتیدمون میگفت: "یه استاد داشتیم هر سری میومد سر کلاس به دختر خانمها تیکه میانداخت. یه روز دخترا تصمیم گرفتند با اولین تیکه ای که انداخت از کلاس برن بیرون.... قضیه به گوش استاد رسيد (ميدونيد كه، توسط عده اي از آقا پسرهاي جان بر كف!!!!!)، جلسه بعد استاد کمي دیر اومد سر کلاس و براي توجيه دير آمدنش گفت: از انقلاب داشتم میومدم، دیدم یه صف طولانی از دخترا تشکیل شده، رفتم جلو پرسیدم، گفتند با کارت دانشجویی شوهر میدن! دخترا پا شدند كه برن بیرون، استاد گفت: کجا میرید، وقتش تموم شد، تا ساعت 10 بود! تمام کلاس رفت رو هوا !!!! "
vahid
حالت چشم دانشجویان در کلاس___ هنگام درس دادن استاد سر کلاس : (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) وقتی استاد خبر امتحان رو میده : (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) موقع امتحان: (←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→) وقتی استاد موقع امتحان حواسش جمع میکنه واسه مچ گیری: (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) وقتی که نمره ها رو میزنن : (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)
vahid
در يکي از دبيرستان هاي تهران هنگام برگزاري امتحانات سال ششم دبيرستان به عنوان موضوع انشا اين مطلب داده شد که ''شجاعت يعني چه؟'' محصلي در قبال اين موضوع فقط نوشته بود : ''شجاعت يعني اين'' و برگه ي خود را سفيد به مراقب تحويل داده بود و رفته بود ! اما برگه ي آن جوان دست به دست دبيران گشته بود و همه به اتفاق و بدون استثنا به ورقه ی سفيد او نمره 20 دادند فكر ميكنيد اون دانش آموز چه كسي مي تونست باشه؟ دکتر شریعتی