وحید
نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی… به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند… لحظه ها عریانند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.
وحید
درد یعنی عاشقانه هایی که مینویسی همه را به یاد عشقشان بیندازد و تو همچنان بنویسی بدون اینکه عشق کسی باشی یا حتی در یاد کسی...!!!
وحید
تو به اندازه تنهایی من خوشبختی من به اندازه زیبایی تو غمگینم
وحید
معنای خوشبختـــــــی این استــــــــ که در دنیا کسی هستـــــ که بی اعتنا به نتیجه، دوستتـــــــــ دارد
وحید
لــحـظـه ای نگاهـتْ ڪا فـیســتْ ... ڪه دلیـلِ یک عُـمـر زندگـی عا شقـا نہ ام شـ ـود ...
وحید
با هر آهی
آب میروم...
کم کم
تنم
برایم
گشاد میشود...
میدانم
همین روزها
با باد خواهم رفت
بابت خطابتم ممنون
13 سال و 11 ماه و 21 روز و 7 ساعت و 23 دقيقه قبلمرسی دادشم
13 سال و 11 ماه و 21 روز و 7 ساعت و 20 دقيقه قبلفدات داداشم
13 سال و 11 ماه و 21 روز و 7 ساعت و 15 دقيقه قبل