گفتم فراموشم نکن ، گفتی تو در یادی مگر
گفتم که ویرانم مکن ، گفتی تو آبادی مگر
گفتم بدون در دام تو من زندگی را چون کنم
گفتی که از پیشم برو ، از من تو آزادی دگر
گفتم که بی تو ، غم شده در باورم در خاطرم
گفتی که از روز ازل ، آیا تو دل شادی مگر
گفتم بیا با دل بساز ، با روح من شو همنوا
گفتی که از من نشنوی ، آهنگ دمسازی دگر
گفتم که جز تو نشنوم ، صوت و نوای بهتری
گفتی سخن کوتاه کن ، باشد تو را سازی دگر
من رویایی دارم که غیر ممکن نیست دنیایی که پاکه از تابلوهای ایست دنیایی که با موشک نمی سازه موشک روی خواب کودک نمیندازه دنیایی که توی اون زندان ها تعطیلن آدم ها به جرم پرسش نمی میرن رویای #شادمهر و #ابی