همكارم اول صبي با لب خشك و كلي خلوص نيت به سيني چاي سرتكون داد (روز پيشواز) يعني من روزم... منم كلي خجالت كشيدم. حالا ساعت 10 صب چقد تا افطار مونده .... ساعت 10:30 از ساندويچت هيچي نمونده بهم بدي.... گفتم نه . رفتم براش چايي اوردم خلاصه دردسرتون ندم دعاي افطار خوند و آرزو كرد و روزش رو باز كرد..
انقد بدم میاد وقتی دارم فیلم میبینم بعد هی وسط فیلم ازم میپرسن چی شد....چی گفت...کی به کیه....ااوووووف ...ولم نمیکنن دیگه...هی میپرسن...ینی میخوام سرمو بکوبم به دیوار اون موقع....