#یوسف عقیده مثل مسواک شخصی میمونه ک نباید به دهن کسی بخوره !! به عقیدت احترام میذارم ! اما خودت شاهدی که توو همین پیراهن مقدس چه عرق هایی ک نریختم و چه توپ هایی که در آستانه ورود به دروازه بودن روی خط بیرون نکشیدم و و و ....
#فرزام اون که بله ,
البته ما از شما با پیراهن های اینتر و رئال و اسپانیا هم رشادت های فراوانی دیدیم
بازیکن که حرفه ای باش بدون پیراهنم برا تیمش با تعصب بازی میکنه
عزیزم پوشیدن اون پیراهنا دلایل خاصی داشت
اینتر : علاقه وافرم به سبک و اخلاق مارکو ماتراتزی
رئال : شباهت چهره اون موقع م با رونالدو (برزیلی) ک همه میگفتن شبیه شم !!! جالب اینجاست بجز استقلال موضع خودمو برای تیمهای خارجی مشخص نکردم
درسته ناز !! دیگه چه کنم محکم و باتعصب بازی کردن در خون من است یوسی جان !! هرازچندگاهی پاس به عقب هم میتونی بدی مالیات نداره !!! جهت اطلاع !! برای باز کردن تیم
خداییش #انصاف نیس این #ملت به چی #امیر رای میدن !! چرا #دلسا باید حذف شه وقتی داره یه #سبک جدید رو وارد موسیقی ما میکنه ؟! همون کاری رو کردن که با #ماهان سال قبل کرده بودن باورم نمیشه ، #ماهان میتونست #انقلابی تو خوانندهای #زن ایجاد بکنه !! در کلا امیر با ادا بازی هاش نمیتونه بره بالا !! اصن من به #عَکُدمی#مشکوک ام ، ابجی #ارمیا که امسال اولِ دمش گرم !!
این خواهرم @فاطمه غنچه دنبالر دیوونه شده یک لحظه نوحه میگذاره ادم دلش میخواد گریه کنه زار بزنه یک لحظه اهنگ عربی میگذاره ادم دلش میخواد وسط خونه تکونی همچینی برقصه تازه از من چوب و شمشیر میخواد رقصش کامل بشه
بهار بهار
صدا همون صدا بود
صدای شاخه ها و ریشه ها بود
بهار بهار
چه اسم آشنایی ؟
صدات میاد ... اما خودت کجایی
وابکنیم پنجره ها رو یا نه ؟
تازه کنیم خاطره ها رو یا نه ؟
بهار اومد لباس نو تنم کرد
تازه تر از فصل شکفتنم کرد
بهار اومد با یه بغل جوونه
عید آورد از تو کوچه تو خونه
حیاط ما یه غربیل
باغچه ما یه گلدون
خونه ما همیشه
منتظر یه مهمون
بهار اومد لباس نو تنم کرد
تازه تر از فصل شکفتنم کرد
بهار بهار یه مهمون قدیمی
یه آشنای ساده و صمیمی
یه آشنا که مثل قصه ها بود
خواب و خیال همه بچه ها بود
آخ ... که چه زود قلک عیدیامون
وقتی شکست باهاش شکست دلامون
بهار اومد برفارو نقطه چین کرد
خنده به دلمردگی زمین کرد
چقد دلم فصل بهار و دوست داشت
واشدن پنجره ها رو دوست داشت
بهار اومد پنجره ها رو وا کرد
من و با حسی دیگه آشنا کرد
یه حرف یه حرف ‚ حرفای من کتاب شد
حیف که همش سوال بی جواب شد
دروغ نگم ‚ هنوز دلم جوون بود
که صبح تا شب دنبال آب و نون بود
حالا ما يه بار الف شديم و 100 تومن تخفيف شهريه خورد ، 50 تومن هم بخاطر اينكه داداشمم تو همون دانشگاس ، حالا همشون اندازه 200 تومن شيريني ميخوان !!! يني چتر فقط