بچه ها من یه شعر جدید گفتم میخوام نظر شمارو بدونممم... راهم از دوست جداست.. سمت غربت میروم! توشه ام برگ گلی/اشک روان/آه و فغان... به کجا روم جهان؟ دلم از دست زمان/تب این بی خردان/سوزد آرام آرام... دوست روزیکه شدم مست همه سیرت و جان/گفت بی من تو بمان... من از آن روز شدم آب روان/بره رام... سوزم آرام آرام/روم از این زندان...
خیلی پسرای اینجا با حالا من نمیدونم چرا پسرا تا میبینن یه دختر یه مطلبی گذاشته هم لایک میکنن مطلبو هم دیدگاه میذارن واسش اما وقتی یه پسر مطلبی میذاره نه لایکی نه دیدگاهی براش میزارن ! این چه سیغه ایه ؟
من که در خلوت ترد تو مجسم شده ام
من که در هر نفست شیفته
در تو تکرار مکرر شده ام
تو مرا معنا کن
بگذرانم ز گل صورتی ی حوصله ها
بگذرانم ز پل همهمه ی تنهایی
بنشانم به سکوت سرخ تجربه ها
نفسم می گیرد
تو مرا معنا کن.
بال خوشحالی من وا شده است
چشمه ی شادی من راهی عالم شده است
همچنان مغشوشم
بوی باران
تپش نبض سلام
دلخوشم ساخته است
تو مرا معنا کن
مگذارم که چنین بر جسد شادی خود خیره شوم
خسته و لخته و فرسوده شوم
من که بی تاب و پریشان همه شب
به تن شعر شبیخون زده ام
و چه گستاخ برایت غزلی ساخته ام
که ز عطر خوش آن مست شوی
لولی سرمست شوی
بنگر ای دلک منتظرم
قاصدک ها گویی
که ز پشت پلک پنجره ها
خبری یا که پیامی دارند
چشم های نگرانم متلاشی شده است
و صدای لیز آمدنت
باورم گشته کنون
مکشانم به پس پرده ی تاریک جنون
از شگفتی های چشم تو در باغ وجود
چشمه ای کاشته ام
چه روان بر همه رگهای خیالم جاری
و به آن می بالم
انقلابی گویی
در تنم می روید
و هوای هوس پیروزی
منقلب کرده مرا
ای که در هر نفسم
قصه ای خوب و مکرر شده ای
ای که از اوج همه خواهش ها
باز تو برتر شده ای
بگذرانم ز حریر عشقت
و مرا معنا کن....